#شب_عاشورا

امشب شب وصال است، روز فراق فرداست
در پردۀ حجازی، شور عِراق فرداست

امشب قِران سعد است در اختران خرگاه
یا آنکه لیله البدر روز مُحاق فرداست

امشب ز لاله رویان فرخنده لاله زاری است
رخساره‌های چون شمع در احتراقِ فرداست

امشب نوای تسبیح از شش جهت بلند است
فریاد «واحُسینا»‌ تا نُه رواق فرداست

امشب به نور توحید، خرگاهِ شاه روشن
در خیمه آتش کفر، دود نفاق فرداست

امشب تهی دل خصم از سطوت ابوالفضل
روز هجوم لشکر بالاتّفاق فرداست

امشب ز روی اکبر، قرص قمر هویداست
آسیب انشقاق از تیغ شِقاق، فرداست

امشب شکفته اصغر، چون گل به روی مادر
پیکان و آن گلو را بوس و عِناق فرداست

امشب خوش است و خرّم شمشادِ قد قاسم
رفتن به حجلۀ گور با طمطراق فرداست

امشب نهاده بیمار سر روی بالش ناز
گردن به حلقۀ غل پا در وَثاق فرداست

امشب به روی ساقی آزادگان گشاده
بند گران دشمن بر دست و ساق فرداست

امشب نشسته مولا بر رفرف عبادت
پیمودن ره عشق روی بُراق فرداست

امشب شب عُروج است تا بزم «قابَ قوسین»
هنگام رزم و پیکار یوم السِّباق فرداست

امشب شه شهیدان آمادۀ رحیل است
دیدار روی جانان یوم التَّلاق فرداست

امشب بگو به بانو: یک ساعتی بیارام
هنگامۀ بلا خیز، «ما لا یُطاق» فرداست

امشب قرین یاری، از چیست بی قراری؟
دل گر شود ز طاقت یکباره طاق، فرداست

از: مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد حسین غروی اصفهانی (کمپانی)

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد ۱۴۰۲ساعت 20:57  توسط حسين حجت  | 

ای خون اصلیت به شتک ها ز غدیـــران
افشانده شرف ها به بلنــدای دلیـــــران

جـاری شده از کرب و بلا آمــده آنگــــاه
آمیختــه با خون سیــــاووش در ایـــــران

تو اختـــر سرخی که به انگیزه ی تکثیر
ترکیــد بر آیینه ی خورشیـــد ضمیــــران

ای جوهـــر سـرداری سرهای بــریـــــده
وی اصل نمیــــرندگــــی نســل نمیـــران

خرگاه تو می سوخت در اندیشه ی تاریخ
هر بار که آتش زده شد بیشه ی شیران

آن شب چه شبی بود که دیدند کواکـب
نظــــم تو پراکنـــــده و اردوی تو ویــــــران

و آن روز که با بیـــرقــی از یک تن بی سر
تا شام شـــدی قافلـــه سالار اسیــــران

تا باغ شقــــایــــق بشوند و بشکـــوفنــــد
باید کـــه ز خـــــون تو بنوشنـــد کویـــــران

تا اندکـــــی از حـــــق سخن را بگزارنــــد
بایــــد کــه ز خونــت بنگـــارند دبیـــــــران

حد تو رثا نیست، عزای تو حماسه است
ای کاسته شأن تو از این معرکه گیـــــران...

از: #حسین_منزوی

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد ۱۴۰۲ساعت 14:45  توسط حسين حجت  |