جگر ز زخم تو معمور و دل ز غم شاد است

ز یمن جور تو اقلیم درد آباد است

اجل ز هر غمم آسوده کرد و دانستم

که شمع را اگر آسایشی است از باد است

به آن رسیده که رامم شود، رمش ندهی

دمی به‌خواب شو ای بخت وقت امداد است

بهشت چون ز بنی آدم است دل خوش‌دار

که مانده از پدر این باغ و وقف اولاد است

ز شرم قد تو در باغ سرو پابرجای

چو بندگان بگریزد اگرچه آزاد است

هنوز تیشه سر از پیش برنمی‌دارد

ز بس‌که منفعل از سعی‌های فرهاد است

کسی‌که زلف به پایش فتاده می‌بیند

گمان برد که ز شمشاد سایه افتاد است

هلاک همت مرغ شکسته‌بال دلم

که از شکاف قفس در کمین صیاد است

چه حاجت است به قاصد که نامه‌های کلیم

به دست آه روان همچو کاغذ باد است

از: کلیم کاشانی ( کلیم همدانی )

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند ۱۴۰۲ساعت 9:55  توسط حسين حجت  | 

باز هوای سحرم آرزوست
خلوت و مژگان ترم آرزوست

شکوه ی غربت نبرم این زمان
دست تو و روی تو ام آرزوست

خسته ام از دیدن این شوره زار
چشم شقایق نگرم آرزوست

واقعه ی دیدن روی تو را
ثانیه ای بیشترم آرزوست

جلوه ی این ماه نکو را ببین
رنگ و رخ و روی تو ام آرزوست

این شب قدر است که ما با همیم؟
من شب قدری دگرم آرزوست

حسِّ تو را می کنم ای جان من
عزلت بیتی دگرم آرزوست

خانه ی عشاق مهاجر کجاست؟
در سفرت بال و پرم آرزوست

حسرت دل بارد از این شعر من
جام می ی در حرمم آرزوست ..

از: احمد عزیزی

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند ۱۴۰۲ساعت 12:0  توسط حسين حجت  | 

آغاز ماه مبارک رمضان سال ۱۴۴۵ قمری، اسفند ۱۴۰۲ شمسی و مارس ۲۰۲۴ میلادی

تصویر شماره ۱

تصویر شماره ۲

هلال ماه رمضان سال ۱۴۴۵ هجری قمری، (اسفند ماه ۱۴۰۲ شمسی و مارس ۲۰۲۴ میلادی) در روز یکشنبه ۲۰ اسفند ماه ۱۴۰۲ در ساعت ۰۹:۰۰ صبح به وقت جهانی مطابق با ساعت ۱۲:۳۰ به وقت تهران متولد خواهد شد.

همان‌طور که در تصاویر بالا دیده می‌شود، رؤیت هلال ماه رمضان، شامگاه یکشنبه ۲۰ اسفند ماه ۱۴۰۲ برابر با ۱۰ مارس ۲۰۲۴(تصویر شماره ۱) در مناطقی واقع در بخش جنوب غربی آمریکای شمالی و لاتین، با چشم مسلح و با شرایط مناسب آب و هوایی نیز با چشم غیر مسلح قابل رویت است. همچنین در اغلب مناطق آمریکای شمالی و جنوبی هم با استفاده از تلسکوپ و تجهیزات، امکان رؤیت هلال در این شب میسر است اما رؤیت هلال برای سایر مناطق کره زمین (اروپا، آسیا آفریقا و اقیانوسیه) در یکشنبه شب امکان پذیر نخواهد بود.

در شامگاه دوشنبه ۲۱ اسفند ماه ۱۴۰۲ برابر با ۱۱ مارس ۲۰۲۴ میلادی،(تصویر شماره ۲) رؤیت هلال ماه رمضان برای تمامی مناطق زمین با چشم غیر مسلح هم امکان پذیر است.
با عنایت به مطالب فوق، در ایران، عراق و بسیاری از کشورهای اسلامی (با توجه به معیارهای فقهی اکثر مراجع تقلید حاضر) روز سه شنبه ۲۲ اسفند ماه ۱۴۰۲، اول ماه مبارک رمضان خواهد بود.

لازم به یادآوری است که در کشورهای واقع در رنگ بندی صورتی و آبی پر رنگ در تصویر اول، روز دوشنبه ۲۱ اسفندماه ۱۴۰۲، اول ماه مبارک رمضان می باشد و بنا بر نظر فقهی برخی از مراجع تقلید مانند مرحوم آیت الله العظمی خویی، مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی و سایر فقهای هم نظر که‌ معتقدند اگر در هر نقطه از جهان رؤیت هلال صورت پذیرد، برای سایر مناطقی که بخشی از شب را با آن نقطه اشتراک دارند نیز رؤیت هلال اثبات می شود، روز دوشنبه ۲۱ اسفند ماه، آغازین روز ماه رمضان خواهد بود.

والسلام علی جمیع عباد الله الصالحین

توضیحات رنگ بندی تصاویر:

*رنگ سبز: رویت هلال با چشم غیر مسلح در این مناطق امکان پذیر است.

*رنگ صورتی: رؤیت هلال با استفاده از تجهیزات، امکان پذیر است و به شرط این‌که هوا صاف و رصد کننده خبره باشد، امکان رؤیت هلال با چشم غیر مسلح نیز وجود دارد.

*رنگ آبی پر رنگ: رؤیت هلال در این مناطق صرفا با استفاده از تلسکوپ و تجهیزات امکان پذیر است.

*رنگ قرمز: دیدن هلال غیر ممکن است زیرا ماه قبل از غروب خورشید غروب می کند و یا به دلیل اینکه اتصال سطحی پس از غروب خورشید رخ می دهد.

*بدون رنگ: رؤیت هلال در این مناطق به هیچ صورت امکان پذیر نیست.


برای مشاهده کامل دو تصویر، لطفا روی آنها کلیک کرده و نگه دارید و تصویر کامل را ملاحظه کنید

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند ۱۴۰۲ساعت 1:36  توسط حسين حجت  | 

آغاز ماه مبارک رمضان سال ۱۴۴۵ قمری، اسفند ۱۴۰۲ شمسی و مارس ۲۰۲۴ میلادی

هلال ماه رمضان سال ۱۴۴۵ هجری قمری، (اسفند ماه ۱۴۰۲ شمسی و مارس ۲۰۲۴ میلادی) در روز یکشنبه ۲۰ اسفند ماه ۱۴۰۲ در ساعت ۰۹:۰۰ صبح به وقت جهانی مطابق با ساعت ۱۲:۳۰ به وقت تهران متولد خواهد شد.

همان‌طور که در تصاویر زیر دیده می‌شود، رؤیت هلال ماه رمضان، شامگاه یکشنبه ۲۰ اسفند ماه ۱۴۰۲ برابر با ۱۰ مارس ۲۰۲۴(تصویر شماره ۱) در مناطقی واقع در بخش جنوب غربی آمریکای شمالی و لاتین، با چشم مسلح و با شرایط مناسب آب و هوایی نیز با چشم غیر مسلح قابل رویت است. همچنین در اغلب مناطق آمریکای شمالی و جنوبی هم با استفاده از تلسکوپ و تجهیزات، امکان رؤیت هلال در این شب میسر است اما رؤیت هلال برای سایر مناطق کره زمین (اروپا، آسیا آفریقا و اقیانوسیه) در یکشنبه شب امکان پذیر نخواهد بود.

در شامگاه دوشنبه ۲۱ اسفند ماه ۱۴۰۲ برابر با ۱۱ مارس ۲۰۲۴ میلادی،(تصویر شماره ۲) رؤیت هلال ماه رمضان برای تمامی مناطق زمین با چشم غیر مسلح هم امکان پذیر است.
با عنایت به مطالب فوق، در ایران، عراق و بسیاری از کشورهای اسلامی (با توجه به معیارهای فقهی اکثر مراجع تقلید حاضر) روز سه شنبه ۲۲ اسفند ماه ۱۴۰۲، اول ماه مبارک رمضان خواهد بود.

لازم به یادآوری است که در کشورهای واقع در رنگ بندی صورتی و آبی پر رنگ در تصویر اول، روز دوشنبه ۲۱ اسفندماه ۱۴۰۲، اول ماه مبارک رمضان می باشد و بنا بر نظر فقهی برخی از مراجع تقلید مانند مرحوم آیت الله العظمی خویی، مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی و سایر فقهای هم نظر که‌ معتقدند اگر در هر نقطه از جهان رؤیت هلال صورت پذیرد، برای سایر مناطقی که بخشی از شب را با آن نقطه اشتراک دارند نیز رؤیت هلال اثبات می شود، روز دوشنبه ۲۱ اسفند ماه، آغازین روز ماه رمضان خواهد بود.

والسلام علی جمیع عباد الله الصالحین

توضیحات رنگ بندی تصاویر:

*رنگ سبز: رویت هلال با چشم غیر مسلح در این مناطق امکان پذیر است.

*رنگ صورتی: رؤیت هلال با استفاده از تجهیزات، امکان پذیر است و به شرط این‌که هوا صاف و رصد کننده خبره باشد، امکان رؤیت هلال با چشم غیر مسلح نیز وجود دارد.

*رنگ آبی پر رنگ: رؤیت هلال در این مناطق صرفا با استفاده از تلسکوپ و تجهیزات امکان پذیر است.

*رنگ قرمز: دیدن هلال غیر ممکن است زیرا ماه قبل از غروب خورشید غروب می کند و یا به دلیل اینکه اتصال سطحی پس از غروب خورشید رخ می دهد.

*بدون رنگ: رؤیت هلال در این مناطق به هیچ صورت امکان پذیر نیست.


تصویر شماره ۱



تصویر شماره ۲
برای مشاهده کامل دو تصویر، لطفا روی آنها کلیک کرده و نگه دارید و تصویر کامل را ملاحظه کنید

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند ۱۴۰۲ساعت 1:32  توسط حسين حجت  | 

آغاز ماه مبارک رمضان سال ۱۴۴۵ قمری، اسفند ۱۴۰۲ شمسی و مارس ۲۰۲۴ میلادی

هلال ماه رمضان سال ۱۴۴۵ هجری قمری، (اسفند ماه ۱۴۰۲ شمسی و مارس ۲۰۲۴ میلادی) در روز یکشنبه ۲۰ اسفند ماه ۱۴۰۲ در ساعت ۰۹:۰۰ صبح به وقت جهانی مطابق با ساعت ۱۲:۳۰ به وقت تهران متولد خواهد شد.

همان‌طور که در تصاویر زیر دیده می‌شود، رؤیت هلال ماه رمضان، شامگاه یکشنبه ۲۰ اسفند ماه ۱۴۰۲ برابر با ۱۰ مارس ۲۰۲۴(تصویر شماره ۱) در مناطقی واقع در بخش جنوب غربی آمریکای شمالی و لاتین، با چشم مسلح و با شرایط مناسب آب و هوایی نیز با چشم غیر مسلح قابل رویت است. همچنین در اغلب مناطق آمریکای شمالی و جنوبی هم با استفاده از تلسکوپ و تجهیزات، امکان رؤیت هلال در این شب میسر است اما رؤیت هلال برای سایر مناطق کره زمین (اروپا، آسیا، آفریقا و اقیانوسیه) در یکشنبه شب امکان پذیر نخواهد بود.

در شامگاه دوشنبه ۲۱ اسفند ماه ۱۴۰۲ برابر با ۱۱ مارس ۲۰۲۴ میلادی،(تصویر شماره ۲) رؤیت هلال ماه رمضان برای تمامی مناطق زمین با چشم غیر مسلح هم امکان پذیر است.
با عنایت به مطالب فوق، در ایران، عراق و بسیاری از کشورهای اسلامی (با توجه به معیارهای فقهی اکثر مراجع تقلید حاضر) روز سه شنبه ۲۲ اسفند ماه ۱۴۰۲، اول ماه مبارک رمضان خواهد بود.

لازم به یادآوری است که در کشورهای واقع در رنگ بندی صورتی و آبی پر رنگ در تصویر اول، روز دوشنبه ۲۱ اسفندماه ۱۴۰۲، اول ماه مبارک رمضان می باشد و بنا بر نظر فقهی برخی از مراجع تقلید مانند مرحوم آیت الله العظمی خویی، مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی و سایر فقهای هم نظر که‌ معتقدند اگر در هر نقطه از جهان رؤیت هلال صورت پذیرد، برای سایر مناطقی که بخشی از شب را با آن نقطه اشتراک دارند نیز رؤیت هلال اثبات می شود، روز دوشنبه ۲۱ اسفند ماه، آغازین روز ماه رمضان خواهد بود.

به احتمال قوی، اولین روز ماه رمضان در بسیاری از کشورهای اسلامی از جمله عربستان و مصر، روز دوشنبه ۲۱ اسفند ماه است و ماه رمضان ۱۴۴۵ قمری در این کشورها ۳۰ روز و در ایران و عراق ۲۹ روز خواهد بود و عید فطر برای در عربستان و ایران همزمان در ۲۲ فروردین ۱۴۰۳ شمسی می باشد.

والسلام علی جمیع عباد الله الصالحین

توضیحات رنگ بندی تصاویر:

*رنگ سبز: رویت هلال با چشم غیر مسلح در این مناطق امکان پذیر است.

*رنگ صورتی: رؤیت هلال با استفاده از تجهیزات، امکان پذیر است و به شرط این‌که هوا صاف و رصد کننده خبره باشد، امکان رؤیت هلال با چشم غیر مسلح نیز وجود دارد.

*رنگ آبی پر رنگ: رؤیت هلال در این مناطق صرفا با استفاده از تلسکوپ و تجهیزات امکان پذیر است.

*رنگ قرمز: دیدن هلال غیر ممکن است زیرا ماه قبل از غروب خورشید غروب می کند و یا به دلیل اینکه اتصال سطحی پس از غروب خورشید رخ می دهد.

*بدون رنگ: رؤیت هلال در این مناطق به هیچ صورت امکان پذیر نیست.


تصویر شماره ۱



تصویر شماره ۲
برای مشاهده کامل دو تصویر، لطفا روی آنها کلیک کرده و نگه دارید و تصویر کامل را ملاحظه کنید

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند ۱۴۰۲ساعت 1:5  توسط حسين حجت  | 

فی مدح الحجة عجل الله تعالی فرجه
🌺🌷🌼💐🌼🌷🌺

برهم زنید یاران این بزم بی صفا را

مجلس صفا ندارد بی یار مجلس آرا
🌺
بی شاهدی و شمعی هرگز مباد جمعی

بی لاله شور نبود مرغان خوش نوا را
🌺
بی نغمۀ دف و چنگ مطرب برقص ناید

وجد سماع باید کز سر برد هوا را
🌺
جام مدام گلگون خواهد حریف موزون

بی می مدان تو میمون جام جهان نما را
🌺
بی سرو قد دلجوی هرگز مجو لب جوی

بی سبزۀ خطش نیست آب روان گوارا
🌺
بی چین طرۀ یار تاتار کم ز یک تار

بی موی او به موئی هرگز مخر ختا را
🌺
بی جامی و مدامی هرگز نپخته خامی

تا کی به تلخ کامی سر می بری نگارا
🌺
از دولت سکندر بگذر، برو طلب کن

با پای همت خضر سرچشمۀ بقا را
🌺
بر دوست تکیه باید بر خویشتن نشاید

موسی صفت بیفکن از دست خود عصا را
🌺
بیگانه باش از خویش وز خویشتن میندیش

جز آشنا نبیند دیدار آشنا را
🌺
پروانه وش ز آتش هرگز مشو مشوش

دانند اهل دانش عین بقا فنا را
🌺
داروی جهل خواهی بطلب ز پادشاهی

کاقلیم معرفت را امروزه اوست دارا
🌺
دیباچۀ معارف سر دفتر صحایف

معروف کل عارف چون مهر عالم آرا
🌺
عنوان نسخۀ غیب سرّ کتاب لاریب

عکس مقدس از عیب محبوب دلربا را
🌺
ناموس اعظم حق غیب مصون مطلق

کاندر شهود اویند روحانیان حیاری
🌺
آئینۀ تجلی معشوق عقل کلی

سرمایۀ تسلی عشاق بینوا را
🌺
اصل اصیل عالم فرع نبیل خاتم

فیض نخست اقدم سرّ عیان خدا را
🌺
در دست قدرت او لوح قدر زبونست

با کلک همت او وقعی مده قضا را
🌺
ای هدهد صبا گوی طاوس کبریا را

بازآ که کرده تاریک زاغ و زغن فضا را
🌺
ای مصطفی شمائل وی مرتضی فضائل

وی احسن الدلائل یاسین و طا و ها را
🌺
ای منشی حقائق وی کاشف دقائق

فرماندۀ خلائق رب العلی علی را
🌺
ای کعبۀ حقیقت وی قبلۀ طریقت

رکن یمان ایمان عین الصفا صفا را
🌺
ای رویت آیۀ نور وی نور وادی طور

سرّ حجاب مستور از رویت آشکارا
🌺
ای معدلت پناهی هنگام دادخواهی

اورنگ پادشاهی شایان بود شما را
🌺
انگشتر سلیمان شایان اهرمن نیست

کی زیبد اسم اعظم دیو و دد دغا را
🌺
از سیل فتنۀ کفر اسلام تیره گونست

دین مبین زبونست در پنجۀ نصاریٰ
🌺
ای هر دل از تو خرم پشت و پناه عالم

بنگر دو چار صد غم یک مشت بینوا را
🌺
ای رحمت الهی دریاب مفتقر را

شاها به یک نگاهی بنواز این گدا را
🌺🌷🌼💐🌼🌷🌺
از: فقید سعید، حضرت آیت‌الله حاج شیخ محمد حسین غروی اصفهانی(کمپانی) رحمت الله تعالی علیه
🌺🌷🌼💐🌼🌷🌺

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۲ساعت 15:42  توسط حسين حجت  | 

امروز نه آغاز و نه انجام جهان است

ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است

گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری

دانی که رسیدن هنر گام زمان است

تو رهرو دیرینه‌ی سر منزل عشقی

بنگر که ز خون تو به هر گام نشان است

آبی که بر آسود زمینش بخورد زود

دریا شود آن رود که پیوسته روان است

باشد که یکی هم به نشانی بنشیند

بس تیر که در چله‌ی این کهنه کمان است

از روی تو دل کندنم آموخت زمانه

این دیده از آن روست که خونابه فشان است

دردا و دریغا که در این بازی خونین

بازیچه‌ی ایام دل آدمیان است

دل بر گذر قافله‌ی لاله و گل داشت

این دشت که پامال سواران خزان است

روزی که بجنبد نفس باد بهاری

بینی که گل و سبزه کران تا به کران است

ای کوه تو فریاد من امروز شنیدی

دردی است در این سینه که همزاد جهان است

از داد و وداد آن همه گفتند و نکردند

یارب چه قدر فاصله‌ی دست و زبان است

خون می‌چکد از دیده در این کنج صبوری

این صبر که من می‌کنم افشردن جان است

از راه مرو سایه که آن گوهر مقصود

گنجی است که اندر قدم راهروان است

از: هوشنگ ابتهاج

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۲ساعت 11:5  توسط حسين حجت  | 

چون بوم بر خرابه‌ی دنیا نشسته‌ایم

اهل زمانه را به تماشا نشسته‌ایم

بر این سرای ماتم و در این دیار رنج

بیخود امید بسته و بیجا نشسته‌ایم

ما را غم خزان و نشاط بهار نیست

آسوده همچو خار به صحرا نشسته‌ایم

گر دست ما ز دامن مقصود کوته است

از پا فتاده‌ایم نه از پا نشسته‌ایم

تا هیچ منتظر نگذاریم مرگ را

ما رخت خویش بسته مهیا نشسته‌ایم

یک دم ز موج حادثه ایمن نبوده‌ایم

چون ساحلیم و بر لب دریا نشسته‌ایم

از عمر جز ملال ندیدیم و همچنان

چشم امید بسته به فردا نشسته‌ایم

آتش به جان و خنده به لب در بساط دهر

چون شمع نیم‌مرده چه زیبا نشسته‌ایم

ای گل بر این نوای غم‌انگیز ما ببخش

کز عالمی بریده و تنها نشسته‌ایم

تا همچو ماهتاب بیایی به بام قصر

مانند سایه در دل شب‌ها نشسته‌ایم

تا با هزار ناز کنی یک نظر به ما

ما یک دل و هزار تمنا نشسته‌ایم

چون مرغ پرشکسته، فریدون به کنج غم

سر زیر پر کشیده شکیبا نشسته‌ایم

از: فریدون مشیری

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۲ساعت 10:55  توسط حسين حجت  | 

ساعتی نیست که در شهر گرفتاری نیست

شهر غارت شده و نعره‌ی عیاری نیست

نه زلیخا و عزیزی، نه ترنجی، نه کسی

یوسف از چاه برون آمده، بازاری نیست

حسن، آنست که در صورت بسیاری هست

عشق، چیزی است که در چنته‌ی بسیاری نیست

نه مغول، دست کشیده است ز خونخواری خویش

مو به مو گشته ولی گردن عطاری نیست

شیخ ما گشت پی آدم و در شهر نبود

گشته‌ایم از همه سو اینهمه را، آری نیست

در قطاریم و به مقصد نگران، ناچاریم

کوه می‌ریزد و دهقان فداکاری نیست

کاش آزادتر از خاک بیابان بودیم

خرم آن باغ که در چنبر دیواری نیست

از: حسین جنتی

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۲ساعت 10:52  توسط حسين حجت  | 

نگرانت شدم آهوی فراری برگرد

کارم امروز شده لحظه‌شماری برگرد

جنگل آبستن صد حادثه‌ی خونین است

طاقت دیدن چنگال نداری برگرد

شیرهایی به هواداری تو مأمورند

ورنه هر ثانیه صد بار شکاری برگرد

به خدا ایل و تبارم به تو عادت دارند

تو عزیز همه‌ی ایل و تباری برگرد

همه‌ی اهل محل بی‌کسی‌ام را دیدند

تا نگفتند چرا بی‌کس و کاری برگرد

من که معتاد نگاه تو شدم حرفی نیست

لااقل قدر کمی رفع خماری برگرد

به گمانم نکشد کار دلم تا فردا

کار امروز به فردا نسپاری برگرد

از: مجتبی سپید

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۲ساعت 0:16  توسط حسين حجت  | 

خرابم قهوه‌چی، قلیان برایم بار کن لطفاً

سری‌اش را پر از سوغاتی خوانسار کن لطفاً

بخوان آوازخوان، دارد دلم آرام می‌گیرد

بزن تار و همین تصنیف را تکرار کن لطفاً

شش و هشتی بزن، شادم کن امشب سخت غمگینم

بخوان، آزادم از این بغض لاکردار کن لطفاً

غریبم قهوه‌چی اما گمان کن اهل این شهرم

به رسم مشتری‌های خودت رفتار کن لطفاً

بگو تا غربت بعدی، چه مدت راه باید رفت

اگر دور است قربانت، نگو، انکار کن لطفاً

مرا امشب اگر رفتم که هیچ، اما اگر ماندم

کمی مانده به هنگام اذان بیدار کن لطفاً

عجب قلیان خوشکامی، چه آهنگی، خوشم آمد

بیا مشتی، یکی دیگر برایم بار کن لطفاً

از: مجتبی سپید

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۲ساعت 0:15  توسط حسين حجت  | 

من با غزلی قانعم و با غزلی شاد

تا باد ز دنیای شما قسمتم این باد

ویرانه نشینم من و بیت غزلم را

هرگز نفروشم به دو صد خانه‌ی آباد

من حسرت پرواز ندارم به دل، آری

در من قفسی هست که می‌خواهدم آزاد

ای بال تخیل ببر آنجا غزلم را

کش مردم آزاده بگویند مریزاد

من شاعرم و روز و شبم فرق ندارد

آرام چه می‌جویی از این زاده‌ی اضداد ؟

می‌خواهم از این پس همه از عشق بگویم

یک عمر عبث داد زدم بر سر بیداد

مگذار که دندان زده‌ی غم شود ای دوست

این سیب که ناچیده به دامان تو افتاد

از: محمد علی بهمنی

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۲ساعت 0:12  توسط حسين حجت  | 

وا کرده‌ام آغوش قل الله ُ شهیدا

نزدیک بیا اقرب من حبل وریدا

از کوچه گذشتی و نگاهم به تو افتاد

لرزید دلم زُلزلَ زِلزالَ شدیدا

عشاق رهیدند و اسیران، عقلایند

مردم دو گروهند، شقیاً و سعیدا

از کعبه و بتخانه قیاماً و قعودا

رفتم به در میکده عبداً و عبیدا

با جوهر خاکستر پروانه نوشتم

من مات من العشق فقد مات شهیدا

از: مهدی جهاندار

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۲ساعت 0:4  توسط حسين حجت  | 

گفته بودم بی تو می‌میرم ولی این بار نه

گفته بودی عاشقم هستی ولی انگار نه

هر چه گویی دوستت دارم به جز تکرار نیست

خو نمی‌گیرم به این تکرار طوطی‌وار، نه

تا که پا بندت شوم از خویش می‌رانی مرا

دوست دارم همدمت باشم ولی سربار نه

دل فروشی می‌کنی گویا گمان کردی که باز

با غرورم می‌خرم آن را در این بازار نه

قصد رفتن کرده‌ای تا باز هم گویم بمان

بار دیگر می‌کنم خواهش ولی اصرار نه

گه مرا پس می‌زنی، گه باز پیشم می‌کشی

آنچه دستت داده‌ام نامش دل است، افسار نه

می‌روی اما خودت هم خوب می‌دانی عزیز

می‌کنی گاهی فراموشم ولی انکار نه

سخت می‌گیری به من با این همه از دست تو

می‌شوم دلگیر شاید نازنین، بیزار نه

از: پریناز جهانگیر عصر

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند ۱۴۰۲ساعت 23:53  توسط حسين حجت  | 

خسرو آن است که در صحبت او شیرینیست

در بهشت است که همخوابه‌ی حورالعینیست

دولت آنست که امکان فراغت باشد

تکیه بر بالش بی دوست نه بس تمکینیست

همه عالم صنم چین به حکایت گویند

صنم ماست که در هر خم زلفش چینیست

روی اگر باز کند حلقه‌ی سیمین در گوش

همه گویند که این ماهی و آن پروینیست

گر منش دوست ندارم همه کس دارد دوست

تا چه ویسیست که در هر طرفش رامینیست

سر مویی نظر آخر به کرم با ما کن

ای که در هر بن موییت دل مسکینیست

جز به دیدار توام دیده نمی‌باشد باز

گویی از مهر تو با هر که جهانم کینیست

هر که ماه ختن و سرو روانت گوید

او هنوز از قد و بالای تو صورت بینیست

بنده خویشتنم خوان که به شاهی برسم

مگسی را که تو پرواز دهی شاهینیست

نام سعدی همه جا رفت به شاهدبازی

وین نه عیبست که در ملت ما تحسینیست

کافر و کفر و مسلمان و نماز و من و عشق

هر کسی را که تو بینی به سر خود دینیست

سعدی

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند ۱۴۰۲ساعت 11:4  توسط حسين حجت  | 

ای کاش جان بخواهد معشوق جانی ما

تا مدعی بمیرد از جان فشانی ما

گر در میان نباشد پای وصال جانان

مردن چه فرق دارد با زندگانی ما

ترک حیات گفتیم کام از لبش گرفتیم

الحق که جای رشک است بر کامرانی ما

سودای او گزیدیم جنس غمش خریدیم

یا رب زیان مبادا در بی زیانی ما

در عالم محبت الفت بهم گرفته

نامهربانی او با مهربانی ما

در عین بی‌زبانی با او به گفتگوییم

کیفیت غریبی است در بی زبانی ما

صد ره ز ناتوانی در پایش اوفتادیم

تا چشم رحمت افکند بر ناتوانی ما

تا بی‌نشان نگشتیم از وی نشان نجستیم

غافل خبر ندارد از بی‌نشانی ما

اول نظر، دریدیم پیراهن صبوری

آخر شد آشکارا راز نهانی ما

تا وصف صورتش را در نامه ثبت کردیم

ماندند اهل دانش پیش معانی ما

تدبیرها نمودیم در عاشقی فروغی

کاری نیامد آخر از کاردانی ما

از: فروغی بسطامی

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند ۱۴۰۲ساعت 11:2  توسط حسين حجت  | 

شیرین من بمان مگر این روزگار تلخ
فرهاد خسته را به نگاهی امان دهد

در زلف شب گره بزن آن زلف مست را
شاید شبم به سوی تو راهی نشان دهد

حرفی بزن که عشق به هر واژه گل کند
ما را نصیب دیگری از این زمانه نیست

با من از عاشقانه‌ترین لحظه‌ها بخوان
حتی اگر هوای دلی عاشقانه نیست

با من بخوان تا این ترانه را با تو سفر کنم
با من بخوان تا در هوای تو شب را سحر کنم

با من بخوان تا این ترانه را با تو سفر کنم
با من بخوان تا در هوای تو شب را سحر کنم

شاید شبی که می‌برد افسانه مرا
روزی برایم از تو نشانی بیاورد

شاید همین ترانه که بر دوش باد رفت
در جان خسته تاب و توانی بیاورد

با من بخوان تا این ترانه را با تو سفر کنم
با من بخوان تا در هوای تو شب را سحر کنم

با من بخوان تا این ترانه را با تو سفر کنم
با من بخوان تا در هوای تو شب را سحر کنم

از: اهورا ایمان

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند ۱۴۰۲ساعت 10:58  توسط حسين حجت  | 

سلام ای غروب غریبانه دل، سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه‌های جدایی، خداحافظ ای شعر شب‌های روشن

خداحافظ ای شعر شب‌های روشن، خداحافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق، خداحافظ ای عطر شعر شبانه

خداحافظ ای هم‌نشین همیشه، خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی‌من، تو را می‌سپارم به دل‌های خسته

تو را می‌سپارم به مینای مهتاب، تو را می‌سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته، تو را می‌سپارم به رویای فردا

به شب می‌سپارم تو را تا نسوزد، به دل می‌سپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد، اگر روزگار این صدا را نگیرد

خداحافظ ای برگ و بار دل من، خداحافظ ای سایه‌سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم، خداحافظ ای نوبهار همیشه

از: اهورا ایمان

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند ۱۴۰۲ساعت 10:54  توسط حسين حجت  | 

باور نکن

باور نکن تنهاییت را من در تو پنهانم تو در من
از من به من نزدیک‌تر تو از تو به تو نزدیک‌تر من

باور نکن تنهاییت را تا یک‌دل و یک‌درد داریم
تا در عبور از کوچه عشق بر دوش هم سر می‌گذاریم

دل تاب تنهایی ندارد باور نکن تنهاییت را
هر جای این دنیا که باشی من با توام تنهای تنها

من با توام هرجا که هستی حتی اگر با هم نباشیم
حتی اگر یک لحظه یک روز با هم در این عالم نباشیم

این خانه را بگذار و بگذر با من بیا تا کعبه دل
باور نکن تنهاییت را من با توام منزل به منزل

از: اهورا ایمان

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند ۱۴۰۲ساعت 2:30  توسط حسين حجت  | 

به رفتن تو سفر نه، فرار می‌گویند

به این طریقه‌ی بازی قمار می‌گویند

به یک نفر که شبیه تو دلربا باشد

هنوز هم مثل گذشته نگار می‌گویند

اگر چه در پی آهو دویده‌ام چون شیر

به من اهالی جنگل شکار می‌گویند

مرا مقایسه با تو، بگو کسی نکند

کنار گل مگر از حسن خار می‌گویند ؟!

تو رفته‌ای و نشستم کنار این همدم

به این رفیق قدیمی سه تار می‌گویند

از: کاظم بهمنی

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند ۱۴۰۲ساعت 0:38  توسط حسين حجت  | 

من به بعضی چهره‌ها چون زود عادت می‌کنم

پیششان سر برنمی‌آرم، رعایت می‌کنم

همچنان که برگ خشکیده نماند بر درخت

مایه‌ی رنج تو باشم، رفع زحمت می‌کنم

این دهان باز و چشم بی‌تحرک را ببخش

آنقدر جذابیت داری که حیرت می‌کنم

کم اگر با دوستانم می‌نشینم، جرم توست

هر کسی را دوست دارم در تو رؤیت می‌کنم

فکر کردی چیست موزون می‌کند شعر مرا ؟

در قدم برداشتن‌های تو دقت می‌کنم

یک سلامم را اگر پاسخ بگویی می‌روم

لذتش را با تمام شهر قسمت می‌کنم

ترک افیونی شبیه تو اگر چه مشکل است

روی دوش دیگران یک روز ترکت می‌کنم

توی دنیا هم نشد، برزخ که پیدا کردمت

می‌نشینم تا قیامت با تو صحبت می‌کنم

از: کاظم بهمنی

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند ۱۴۰۲ساعت 0:37  توسط حسين حجت  | 

بین صدها سرفرازی یک تباهی لازم است

گاه در چشم خلایق روسیاهی لازم است

زندگی شطرنج با خویش است، تا کی فکر برد ؟

در میان صفحه گاهی اشتباهی لازم است

رشته‌ی بین من و او با گره کوتاه شد

معصیت آنقدرها بد نیست، گاهی لازم است

هر که از دل‌پاکی‌ام دم زد مرا تنها گذاشت

آمدم حفظش کنم دیدم گناهی لازم است

بعد از این در راه عشقم هر گناهی می‌کنم

در پشیمان کردنم لطف الهی لازم است

ما صراط مستقیم بی‌تقاطع ساختیم

گفته «لا اکراه فی الدین» پس دو راهی لازم است

از: کاظم بهمنی

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند ۱۴۰۲ساعت 0:30  توسط حسين حجت  | 

ای لحظه ناب ازل! آیینه دیدار؛ تو!
سرّ شکوه هر غزل، مضمون بی تکرار؛ تو!

من از که گویم غیر تو؟! در هر چه می بینم، تویی!
در عین بی تکراریت؛ هر بار تو، هر بار تو!

بخت است و کار عاشقی هر بار دارد قرعه ای
بر دف بکوبید این زمان! این بار من! این بار تو!

گاهی چو مهر مادری، با جان خود می‌پروری
گاهی چنان قهر پدر، از هیبتی سرشار تو!

گاهی به نام میهنم، خو کرده با جان و تنم
سبز و سپید و سرخ تو، زیباترین دلدار؛ تو!

ای ذکر تسبیح ملَک در حلقه زنار من!
کفرم تویی، دینم تویی، تسبیح؛ تو، زنار؛ تو!

ای نغمه های گونه گون؛ از عشق، غم، شادی، جنون!
هم دف تویی هم نای تو، هم چنگ تو، هم تار؛ تو!

شیرینترین رؤیای من، لیلاترین خواب منی؛
ای با خیال دیدنت؛ من خفته و بیدار؛ تو!

از: مسعود کلانتری

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند ۱۴۰۲ساعت 0:54  توسط حسين حجت  |