|
فی مدح الحجة عجل الله تعالی فرجه مجلس صفا ندارد بی یار مجلس آرا بی لاله شور نبود مرغان خوش نوا را وجد سماع باید کز سر برد هوا را بی می مدان تو میمون جام جهان نما را بی سبزۀ خطش نیست آب روان گوارا بی موی او به موئی هرگز مخر ختا را تا کی به تلخ کامی سر می بری نگارا با پای همت خضر سرچشمۀ بقا را موسی صفت بیفکن از دست خود عصا را جز آشنا نبیند دیدار آشنا را دانند اهل دانش عین بقا فنا را کاقلیم معرفت را امروزه اوست دارا معروف کل عارف چون مهر عالم آرا عکس مقدس از عیب محبوب دلربا را کاندر شهود اویند روحانیان حیاری سرمایۀ تسلی عشاق بینوا را فیض نخست اقدم سرّ عیان خدا را با کلک همت او وقعی مده قضا را بازآ که کرده تاریک زاغ و زغن فضا را وی احسن الدلائل یاسین و طا و ها را فرماندۀ خلائق رب العلی علی را رکن یمان ایمان عین الصفا صفا را سرّ حجاب مستور از رویت آشکارا اورنگ پادشاهی شایان بود شما را کی زیبد اسم اعظم دیو و دد دغا را دین مبین زبونست در پنجۀ نصاریٰ بنگر دو چار صد غم یک مشت بینوا را شاها به یک نگاهی بنواز این گدا را
+ نوشته شده در شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۲ساعت 15:42  توسط حسين حجت
|
|
|