|
ای لحظه ناب ازل! آیینه دیدار؛ تو! من از که گویم غیر تو؟! در هر چه می بینم، تویی! بخت است و کار عاشقی هر بار دارد قرعه ای گاهی چو مهر مادری، با جان خود میپروری گاهی به نام میهنم، خو کرده با جان و تنم ای ذکر تسبیح ملَک در حلقه زنار من! ای نغمه های گونه گون؛ از عشق، غم، شادی، جنون! شیرینترین رؤیای من، لیلاترین خواب منی؛
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند ۱۴۰۲ساعت 0:54  توسط حسين حجت
|
|
|