نشسته سایه ای از آفتاب بر رویش ز دوردست سواران دوباره می آیند کجاست یوسف مجروح پیرهن چاکم کسی بزرگتر از امتحان ابراهیم نشسته است کنارش کسی که می گرید هزار مرتبه پرسیده ام زخود او کیست کسی در آن طرف دشت ها نه معلوم است کسی که با لب خشک و ترک ترک شده اش کسی است وارث این دردها که چون کوه است عجب که کوه شده چون نسیم سرگردان طلوع می کند اکنون به روی نیزه سری شاعر : فاضل نظری
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 11:3  توسط حسين حجت
|
|
|