|
من" ارگ بم" و خشت به خشتم متلاشی تو "نقش جهان" هر وجبت ترمه و کاشی
این تاول و تبخال و دهان سوختگی ها از آه زیاد است ،نه از خوردن آشی
از تنگ پریدیم به امید رهایی ناکام تقلایی... و بیهوده تلاشی...
یک بار شده برجگرم زخم نکاری ؟ یک بار شده روی لبم بغض نپاشی؟
هر بار دلم رفت و نگاهی به تو کردم بر گونه ی سرخابی ات افتاد خراشی
از شوق هم آغوشی.... و از حسرت دیدار ..... بایست بمیریم چه باشی.... چه نباشی
#حامد_عسکری
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم فروردین ۱۴۰۰ساعت 0:45  توسط حسين حجت
|
|
|