|
برف كوهستان گرما داشت خون ما در رگ هامان مي جوشيد زندگي معنا داشت دامونم جنگلي كوچك من دست ما با دست مردم گل مي داد دست ما بي دست مردم ويران مي شد قلب ما از رنج مردم غمگين مي شد عشق ما با مردم معني داشت صف به صف سرنيزه صف به صف دشمن اما با عموهاي تو ، ما يك فدايي بوديم تا كه ايران تو آزاد شود بهترين هديه ي ما جان ما بهترين هديه براي تو دامون آزادي
این شعر ، یکی از آخرین سروده های خسرو گلسرخی و خطاب به فرزندش "دامون" است که در دی ماه ۱۳۵۲ و به هنگام حبس در سلول شماره ۱ زندان اوین ، رقم خورده است . از کتاب "خسته تر از همیشه" به کوشش کاوه گوهرین
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام فروردین ۱۴۰۰ساعت 15:1  توسط حسين حجت
|
|
|