دلم گرفته از اين روزها، دلم تنگ است

ميـان ما و رسيدن، هـزار فرسنگ است

 

مرا گشايش چنـدين دريچه کافــي نيست

هـزار عرصه براي پريـــدنم تنگ است

 

اسيــر خاکـم و پرواز، سرنوشتــــم بود

فـرو پريدن و در خاک بودنم ننگ است

 

چگونه سر کنـد اينـجا ترانه ي خود را

دلي که با تپـش عشق او همـاهنگ است

 

هـزار چشـــمه ي فرياد در دلـم جوشيد

چگونه راه بجويد که رو به رو سنگ است

 

مـرا به زاويه ي بـاغ عشق مهمان کـن

در اين هزاره فقط عشق پاک و بي رنگ است

 

از : سلمان هراتی

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اردیبهشت ۱۴۰۰ساعت 10:50  توسط حسين حجت  |