منافات داشتن شب قدر با اختلاف افق

پرسش:

اگر شب قدر يک شب است، پس چگونه در کشورها به حسب اختلاف افق مختلف مي شود؟

پاسخ:

از ظاهر آيات قرآن کريم و روايات اهل بيت(ع) به خوبي استفاده مي شود که شب قدر يک شب است؛ زيرا کلمه «ليله» در عربي بر وحدت و يکي بودن دلالت دارد. «ليله القدر»؛ يعني شبي که قدر است. افزون بر آن، از چندين روايت استفاده مي شود که شب قدر يکي است؛ زراره در روايتي مي گويد:

از امام باقر(ع) در مورد ليله  القدر سؤال کردم؛. امام فرمود: شب بيست و يکم و يا شب بيست و سوم است؛. گفتم:  مگر يک شب نيست؟ امام فرمود:  بله گفتم:  پس مرا از آن آگاه کن؛ فرمود: چه عيبي دارد که دو شب کار نيک انجام بدهي.[1]

در اخبار و روايات، براي شب قدر اهميت و آثار فراوان ذکر شده و احياي آن، با عبادت هزار ماه، يعني مساوي با هشتاد و سه سال و چند ماه شمرده شده است. اين امر مؤمنان را ترغيب مي کند که اين شب بزرگ را درک و آن را احيا کنند. با قطع نظر از اين که کدام يک از شب هاي سه گانه نوزدهم و بيست و يکم و بيست و سوم ماه رمضان شب قدر است، از دو جهت ديگر نيز شب قدر از مورد سؤال قرار مي گيرد: اول اين که، شب و روز مناطق مختلف تفاوت دارد، پس شب کدام منطقه ليله القدر است؟ دوم اين که، گذشته از اين تفاوت،  چه بسا به جهت اختلاف افق،  شب قدر دو منطقه در دو شب خواهد بود؛ به عنوان مثال، اگر ابتداي رمضان در منطقه اي شرقي مانند ايران روز شنبه باشد و ابتداي رمضان در منطقه اي غربي مانند عربستان و يا کشورهاي آفريقايي و اروپايي روز يکشنبه، به طور طبيعي، شب قدر در ايران يک روز زودتر از مناطق غربي خواهد بود.  حال اين پرسش پديد مي آيد که کدام يک از اين دو شب، ليله القدر است؟

از ظاهر روايات استفاده مي شود که براي هر منطقه اي از جهان، شب هاي بيست و يکم و يا بيست و سوم رمضان، مطابق با افق آن منطقه، شب قدر براي آن منطقه است و تعدد ناشي از اختلاف زمان طلوع و غروب خورشيد در مناطق مختلف و نيز تعدد ناشي از اختلاف افق، منافات با وحدت ليله القدر ندارد چرا؟

آيت الله مکارم شيرازي وجه و چرايي مسئله را اين گونه تحليل مي کنند: شب عبارت است از سايه نيم کره زمين که بر نيم کره ديگر مي افتد و اين سايه، همراه گردش زمين در حرکت است و يک دوره کامل آن بيست و چهار ساعت انجام مي شود. بنابراين، ممکن است شب قدر، يک دور کامل حرکت وضعي زمين به خودش باشد؛ يعني مدت بيست و چهار ساعت تاريکي که تمام نقاط زمين را زير پوشش قرار مي دهد شب قدر است که آغاز آن از يک نقطه شروع مي شود و در نقطه ديگر پايان مي يابد.[2]

برخي از روايات اين نظر را تأييد مي کنند؛ روايتي از طريق اهل بيت(ع) وارد شده است که در آن، روزهاي شب قدر از نظر فضيلت، به سان شب هاي قدر شمرده شده است.[3] اين روايت مي تواند اشاره به اين معنا باشد که ليله القدر، همان حرکت وضعي بيست چهار ساعته زمين به دور خودش است. بنابراين روز را نيز شامل مي شود و روز آن نيز فضيلت شب را دارد. اين پاسخ ناظر به جايي است كه اختلاف مناطق در ليله القدر از اختلاف در طلوع و غروب خورشيد نشأت گرفته باشد. اما اگر اختلاف مناطق در شب قدر، ناشي از اختلاف افق باشد كه باعث تعدد ليله القدر در مناطق مختلف مي شود. اين پاسخ، ناظر به آن نيست و نمي تواند وحدت ليله القدر را با تعدد آن سازگاري دهد.

وجه ديگري نيز مي توان براي اين مسئله ذكر كرد؛ راز عدم منافات يكي بودن شب قدر را با تعدد آن به حسب مكان هاي مختلف، در مبناي فلسفي اين سخن بايد جست و جو كرد. قبل‏ از بيان اين تحليل، لازم است مقدمه‏اي را ياد آور شويم.

جهان آفرينش از ديدگاه حكماي مسلمان- كه نشأت گرفته از مباني ديني نيز هست- مشتمل بر سه عالم است: عالم عقل، عالم مثال و عالم طبيعت.

1. عالم طبيعت: عالم طبيعت، جهاني است كه ما در آن زندگي مي كنيم و درختان، كوه‏ها، نهرها، انسان ها، جمادات، حيوانات، نباتات و ديگر محسوسات را با چشمان خود مشاهده مي‏کنيم. از ويژگي هاي اين جهان، تغيير و تحول پذيري است. مثلاً دانه‏اي به تدريج تبديل به گياه مي شود، جماد و خاك تبديل به نبات مي شود و نبات تبديل موجودات زنده مي شود. از خصوصيات ديگر موجودات اين عالم، داشتن كميّت و مقدار معيّن رياضي و داشتن زمان و مكان است. اشياء اين جهان، به معناي فلسفي كلمه انواع متعددي دارد و هر نوعي، داراي افراد متعدد است؛ مثلاً انسان يك نوع است، اما افراد متعدد دارد.

2. عالم عقل: عالم عقل، جهان برتر از عالم طبيعت است و موجودات آن، مجرد از مادّه و خصايص جهان طبيعتند؛ يعني موجودات آن ثابت، تغيير ناپذير، بدون كميّت و مقدار رياضي و بدون زمان و مكانند. در آن جهان انواع متعدد وجود دارد و هر نوعي داراي فرد واحد است، نه افراد متعدد و آن فرد، تمام كمالات وجودي ممكن به خود را دارد. كلمه عقل در اين جا اشاره به عقل انساني نيست، بلكه به موجودات فراطبيعي اشاره دارد و نبايد آن دو را يكي شمرد.

3. عالم مثال: عالم مثال، جهان برزخ و فاصل ميان عالم طبيعت و عقل است و از جهاتي شبيه عالم عقل و از جهاتي شبيه عالم طبيعت است. موجودات آن ثابت، تغيير ناپذير و بدون ماده و بدون زمان و مكانند. از اين جهت، اين عالم مشابه عالم عقل است. از جهتي نيز داراي كميت و مقدار خاص است و هر نوعي از آن، مي تواند داراي افراد متعدد باشد. از اين جهت نيز مثل موجودات عالم طبيعت است. اما به هر حال، كفه تجرد آن، به جهت نداشتن ماده، سنگين تر است و از اين رو جزو عالم مجردات محسوب مي شود.

ميان اين سه جهان آفرينش، رابطه ترتب علّي و معلولي وجود دارد. عالم عقل به عنوان عالم برتر، علت عالم مثال است. عالم مثال، فروتر از عالم عقل و برتر از عالم طبيعت، علت عالم طبيعت است. فيض الهي، از مجراي عالم برتر به عالم فروتر جريان مي‏يابد. از نظر وجودي، يعني شدت و ضعف وجودي نيز اين عوالم متفاوتند. عالم طبيعت نسبت به عالم مثال و نيز موجودات مثال نسبت به موجودات عقل، به سان سايه نسبت به صاحب سايه‏اند. هر عالم مادون، پرتو و جلوه‏اي از عالم اعلي و برتر است.

هر موجودي از موجودات جهان طبيعت، با حفظ خصوصيات متناسب با جهان هاي برتر، داراي وجود مثالي در عالم مثال و نيز داراي وجود عقلي در عالم عقل است؛ زيرا عالم مثال و عالم عقل، در مرتبه علت و فراتر از عالم طبيعت قرار دارد. از آن جايي كه هيچ معلولي بدون علت پديد نمي آيد، محال است معلول، كه موجود عالم طبيعي است، موجود باشد، اما علت وجود نداشته باشد.

البته عله العلل و علت اصلي، ذات حق-جل شأنه- است و عالم مثال و عقل، وسايط فيض الهي اند كه فيض وجود از طريق آن به عالم طبيعت مي رسد.[4] صدر المتألهين مي گويد: هر نوعي از انواع جسماني، فردي در عالم عقل دارد كه آن افراد عقلي سبب افراد جسماني اند و توجه و عنايت به افراد طبيعي دارند. سپس ادامه مي دهد كه مذهب افلاطون و حكماي متقدم بر ايشان در مورد مُثُل عقلي و طبايع نوعي جسماني در نهايت استحكام و متانت است و هيچ يك از اشكالات متأخران وارد نيست. ما نظريه اين فيلسوف بزرگ و بزرگان ديگر حكمت را به گونه اي تحقيق كرده‏ايم كه هيچ يك از اشكالات و ايرادات متأخران وارد نباشد و منشأ اين اشكالات راه نيافتن اشكال كنندگان به مقام آنان و اطلاع نيافتن از مقاصد آنان است.[5]

زمان نيز موجودي از موجودات عالم طبيعت و داراي همين مراتب سه گانه وجودي است: وجودي در عالم عقل دارد كه ثابت، بسيط و تعدد ن پذير است كه از آن به نام دهر اعلي ياد مي شود. هم چنين وجودي در عالم مثال دارد كه ظرف موجودات مثالي است. اين وجود، هر چند وحدت و بساطت وجود عقلي را ندارد،  اما از وحدت و بساطت بدون بهره نيست و از آن به نام دهر اسفل ياد مي شود. وجود طبيعي آن نيز در اين جهان است كه از آن به نام سال ماه و روز ياد مي شود. اين وجود، تقدم، تأخر و تعدد دارد و انقسام پذير است.

با توجه به اين بيان، مي توان گفت شب قدر نيز جزو زمان هاست و داراي وجود عقلي، وجود مثالي و وجود طبيعي است. شب قدر در عالم عقل و مثال واحد است، اما در جهان مادّه و طبيعت متعدد مي شود، چون وجود مادي و طبيعي هر حقيقتي متعدد است. تعدد و كثرت، از لوازم و عوارض موجود بودن در عالم ماده است. بنابراين شب قدر در اين عالم، همان گونه كه به اعتبار سال تعدد مي پذيرد، به حسب اختلاف زمان طلوع و غروب خورشيد و به حسب اختلاف افق نيز تعدد مي يابد؛ ممكن است شب قدر در ايران شب جمعه و شب قدر در عربستان شب پنج شنبه باشد که  هر دو شب ليله القدر محسوب مي شود و هر كدام جلوه مطهري از وجود عقلي و مثالي شب قدر عالم ملكوت است. شب قدر، هر چند به حسب افق ها مختلف و از جهت زماني متعدد است، ولي چون هر كدام جلوه و مظهري از ليله القدر عالم ملكوت( عالم عقل و عالم مثال) است و با وجود عقلي و مثالي خود ارتباط و اتصال دارد، هر يك از آثار و خواص ليله القدر را كه در روايات ذكر شده، خواهد داشت. البته اين معنا اختصاص به شب قدر ندارد، بلكه همه حقايق امكاني، اين چنينند كه وجود عقلي آنها واحد، اما وجود طبيعي آنها متعدد است. اين تحليلي است كه بزرگاني چون آيه ‏الله رفيعي قزويني و آيه الله حسن زاده آملي به آن اشاره كرده‏اند.[6]

منبع براي مطالعه بيشتر:

1. آيه الله مكارم شيرازي، تفسير نمونه، جلد27، تفسير سوره، قدر.

2. آيه الله سيد ابوالحسن رفيعي قزويني، غوصي در بحر معرفت، تهران، انتشارات اسلام، اول، 1376.

3. آيه الله حسن حسن زاده آملي، انسان در قرآن، قم، انتشارات قيام، اول، 1375.

__________________________

[1]. محمد بن حسن شيخ طوسي، تهذيب الاحکام، ج3، ص 85، (با استفاده از برنامه جامع الاحاديث نور).

[2]. آيت الله ناصر مکارم شيرازي و ديگران، تفسير نمونه، ج 27، ص 192.

[3]. محمد بن حسن شيخ طوسي، تهذيب الاحکام، ج4،ص331. (با استفاده از برنامه نرم افزاري جامع الاحاديث نور)، مفاتيح الجنان، آخر اعمال شب بيست و سوم ماه مبارک رمضان.

[4]. علامه محمدحسين طباطبايي، نهايه الحكمه، با تصحيح عباس علي زارعي، 1424ق، ص 380-389؛ محمد صدر المتألهين، الحكمه المتعاليه، 1419ق، ج7، ص 257؛ هادي سبزواري، شرح منظومه، با تعليق آيت الله حسن زاده آملي، دوم، 1380ق، ج3، ص 696، آيه الله محمد تقي مصباح يزدي، تعليقه علي نهايه الحكمه، 1405ق، ص 475-490؛ همان آموزش فلسفه، 1366ش ص؛ همان درس هاي41، ج2، ص 122-126 و ص 162-166.

[5].صدر المتألهين، الحكمه المتعاليه، ج1، ص 307.

[6]. آيت الله سيد ابوالحسن رفيعي قزويني، غوصي در بحر معرفت، تهران، ص 133-137؛ آيت الله حسن زاده آملي،انسان در قرآن، اول، 1375، ص226.

 


 

 

 


 

 

 


 

 

سؤالاتی راجع به شب قدر

مشاهده در قالب PDF

چاپ

فرستادن به ایمیل

 

پرسش و پاسخ - تفسير و علوم قرآنی  

پنجشنبه, 11 شهریور 1389 ساعت 01:41

چرا شب قدر، شب قدر نامیده شده است؟

پاسخ: در پاسخ اين سؤال، كه چرا اين شب، شب قدر ناميده شده؟ سخن بسيار گفته‏اند، از جمله اينكه:

1- شب قدر به اين جهت " قدر" ناميده شده كه جميع مقدرات بندگان در تمام سال در آن شب تعيين مى‏شود، شاهد اين معنى سوره دخان است كه مى‏فرمايد: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ»: ما اين كتاب مبين را در شبى پر بركت نازل كرديم، و ما همواره انذار كننده بوده‏ايم، در آن شب كه هر امرى بر طبق حكمت خداوند تنظيم و تعيين مى‏گردد. (دخان- 3 و 4).

اين بيان هماهنگ با روايات متعددى است كه مى‏گويد: در آن شب، مقدرات يك سال انسانها تعيين مى‏گردد، و ارزاق و سرآمد عمرها، و امور ديگر، در آن ليله مباركه تفريق و تبيين مى‏شود. البته اين امر هيچگونه تضادى با آزادى اراده انسان و مساله اختيار ندارد، چرا كه تقدير الهى به وسيله فرشتگان بر طبق شايستگيها و لياقتهاى افراد، و ميزان ايمان و تقوى و پاكى نيت و اعمال آنها است. يعنى براى هر كس آن مقدر مى‏كنند كه لايق آن است، يا به تعبير ديگر زمينه‏هايش از ناحيه خود او فراهم شده، و اين نه تنها منافاتى با اختيار ندارد بلكه تاكيدى بر آن است.

2- بعضى نيز گفته‏اند آن شب را از اين جهت شب قدر ناميده‏اند كه داراى قدر و شرافت عظيمى است (نظير آنچه در آيه 74 سوره حج آمده است: «ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ" آنها قدر خداوند را نشناختند».

3- گاه نيز گفته‏اند به خاطر آن است كه قرآن با تمام قدر و منزلتش بر رسول والا قدر، و به وسيله فرشته صاحب قدر نازل گرديد.

4- يا اينكه شبى است كه مقدر شده قرآن در آن نازل گردد.

5- يا اينكه كسى كه آن شب را احيا بدارد صاحب قدر و مقام و منزلت مى‏شود.

6- يا اينكه در آن شب، آن قدر فرشتگان نازل مى‏شوند كه عرصه زمين بر آنها تنگ مى‏شود، چون تقدير به معنى- تنگ گرفتن نيز آمده است مانند وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ (طلاق- 7).

جمع ميان تمام اين تفسيرها در مفهوم گسترده" ليلة القدر" كاملا ممكن است هر چند تفسير اول از همه مناسبتر و معروفتر است.


 

شب قدر كدام شب است؟

پاسخ: در اينكه" ليلة القدر" در ماه رمضان است ترديدى نيست، چرا كه جمع ميان آيات قرآن همين معنى را اقتضا مى‏كند، از يك سو مى‏گويد: قرآن در ماه رمضان نازل شده (بقره- 185) و از سوى ديگر مى‏فرمايد: در شب قدر نازل گرديده (آيات مورد بحث). ولى در اينكه كدام شب از شبهاى ماه رمضان است؟ گفتگو بسيار است، و در اين زمينه تفسيرهاى زيادى شده، از جمله شب اول، شب هفدهم، شب نوزدهم، شب بيست و يكم، شب بيست و سوم، شب بيست و هفتم، و شب بيست و نهم.

ولى مشهور و معروف در روايات اين است كه در دهه آخر ماه رمضان و شب بيست و يكم يا بيست و سوم است، لذا در روايتى مى‏خوانيم كه در دهه آخر ماه مبارك پيغمبر اكرم «صلی الله علیه وآله» تمام شبها را احيا مى‏داشت و مشغول عبادت بود. و در روايتى از امام صادق علیه السلام  آمده است كه: «شب قدر شب بيست و يكم يا بيست و سوم است»؛ حتى هنگامى كه راوى اصرار كرد كداميك از اين دو شب است و گفت: اگر من نتوانم هر دو شب را عبادت كنم كداميك را انتخاب نمايم؟! امام علیه السلام تعيين نفرمود، و افزود: «ما ايسر ليلتين فيما تطلب؛ چه آسان است دو شب براى آنچه مى‏خواهى».[1]

ولى در روايات متعددى كه از طرق اهل بيت «علیهم السلام» رسيده است بيشتر روى شب بيست و سوم تكيه شده، در حالى كه روايات اهل سنت بيشتر روى« شب بيست و هفتم» دور مى‏زند. در روايتى از امام صادق علیه السلام  نيز نقل شده كه فرمود: «التقدير فى ليلة القدر تسعة عشر، و الإبرام فى ليلة احدى و عشرين و الامضاء فى ليلة ثلاث و عشرين»؛[2] تقدير مقدرات در شب نوزدهم، و تحكيم آن در شب بيست و يكم، و امضاء در شب بيست و سوم است » و به اين ترتيب بين روايات جمع مى‏شود.

 


 

چرا شب قدر مخفى است؟

پاسخ: بسيارى معتقدند مخفى بودن شب قدر در ميان شبهاى سال، يا در ميان شبهای ماه مبارك رمضان براى اين است كه مردم به همه اين شبها اهميت دهند، همانگونه كه خداوند رضاى خود را در ميان انواع طاعات پنهان كرده تا مردم به همه طاعات روى آورند، و غضبش را در ميان معاصى پنهان كرده تا از همه بپرهيزند، دوستانش را در ميان مردم مخفى كرده تا همه را احترام كنند، اجابت را در ميان دعاها پنهان كرده تا به همه دعاها رو آورند، اسم اعظم را در ميان اسمائش مخفى ساخته تا همه را بزرگ دارند، و وقت مرگ را مخفى ساخته تا در همه حال آماده باشند. و اين فلسفه مناسبى به نظر مى‏رسد.

 


 

آيا شب قدر در امتهاى پيشين نيز بوده است؟

پاسخ: ظاهر آيات اين سوره نشان مى‏دهد كه شب قدر مخصوص زمان نزول قرآن و عصر پيامبر اسلام «صلی الله علیه وآله» نبوده، بلكه همه سال تا پايان جهان تكرار مى‏شود. تعبير به فعل مضارع (تنزل) كه دلالت بر استمرار دارد، و همچنين تعبير به جمله اسميه «سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ» كه نشانه دوام است نيز گواه بر اين معنى است. مضافا روايات بسيارى كه شايد در حد تواتر باشد نيز اين معنى را تاييد مى‏كند.

ولى آيا این شب در امتهاى پيشين نيز بوده است يا نه. صريح روايات متعددى اين است كه اين از مواهب الهى بر اين امت مى‏باشد، چنان كه در حديثى از پيغمبر اكرم ص آمده است كه فرمود: «ان اللَّه وهب لامتى ليلة القدر لم يعطها من كان قبلهم‏»: خداوند به امت من شب قدر را بخشيده و احدى از امتهاى پيشين از اين موهبت برخوردار نبودند».[3]

 


 

چگونه شب قدر برتر از هزار ماه است؟

پاسخ: ظاهر اين است كه بهتر بودن اين شب از هزار ماه، به خاطر ارزش عبادت و احياى آن شب است، و روايات فضيلت ليلة القدر و فضيلت عبادت آن كه در كتب شيعه و اهل سنت فراوان است اين معنى را كاملا تائيد مى‏كند. علاوه بر اين، نزول قرآن در اين شب، و نزول بركات و رحمت الهى در آن، سبب مى‏شود كه از هزار ماه برتر و بالاتر باشد. در حديثى از" امام صادق «علیه السلام» آمده است كه به «على بن ابى حمزه ثمالى» فرمود: «فضيلت شب قدر را در شب بيست و يكم و بيست و سوم بطلب، و در هر كدام از اين دو يكصد ركعت نماز بجاى آور، و اگر بتوانى هر دو شب را تا طلوع صبح احيا بدار و در آن شب غسل كن». «ابو حمزه» مى‏گويد: عرض كردم: «اگر نتوانم ايستاده اين همه نماز بخوانم چه کنم؟ حضرت فرمودند: نشسته بخوان، عرض كردم: اگر نتوانستم؟ فرمود: در بستر بخوان، و مانعى ندارد در آغاز شب خواب مختصرى بكنى و بعد مشغول عبادت شوى، درهاى آسمان در ماه رمضان گشوده است، و شياطين در غل و زنجيرند، و اعمال مؤمنين مقبول است و چه ماه خوبى است ماه رمضان».[4]

 


 

آيا شب قدر در مناطق مختلف، يكى است؟

پاسخ: مسلم است كه شب قدر اختصاص به زمان رسول خداصلى الله عليه وآله و محيط حجاز نداشته و در همه زمانها و مكان‏ها، شب قدر با همه عظمت و اهميتش وجود دارد. البته اين بدان معنا نيست كه شب قدر براى همه ساكنان كره زمين، شب واحد و مشتركى باشد و در ساعت معينى در سراسر كره زمين آغاز و در ساعت معينى هم پايان بپذيرد، زيرا زمين كروى است و هميشه يك نيم كره آن در تاريكى و نيم كره ديگر آن در روشنايى قرار دارد. بنابراين، دو نظر وجود دارد:

1. اين كه گفته مى‏شود شب قدر در سراسر سال يك شب است منظور اين است كه براى اهالى هر نقطه‏اى بر حسب سال قمرى خودشان تنها يك شب قدر وجود دارد. به عبارت ديگر اهالى هر منطقه‏اى سال قمرى خود را بر حسب افق خاص آن نقطه، از اول ماه محرم آغاز مى‏كنند و پس از گذشتن چند ماه قمرى، ماه رمضان همان نقطه برحسب افق خاص آغاز مى‏شود كه در آن يك شب قدر وجود دارد. اين كه اهالى هر نقطه‏اى ايام و اوقات خود را بايد با افق خاص آن نقطه تعيين كنند اختصاص به شب قدر ندارد مثل روزهاى عيد فطر و عيد قربان كه هركدام از اين اعياد هم در طول سال بيش از يك روز نيست و در كشورهاى مختلف اسلامى آنها را با توجه به تفاوت افقى كه دارند و با مراجعه به افق خاص خود تعيين مى‏كنند.

2. منظور از يكى بودن شب قدر در سال، اين است كه يك شبانه روز كامل باشد؛ به اين معنا كه در برخى از نقاط كره زمين شب آنها و در برخى نقاط ديگر روز آنها ويژگى قدر را داشته باشد.

نظر يه نخست  قوي تر است.


 


[1] . تفسیر نور الثقلین ،ج5، ص625، حدیث58. 58- احمد بن محمد عن الحسين بن سعيد عن القاسم بن محمد الجوهري عن على بن أبى حمزة الثمالي قال: كنت عند أبى عبد الله عليه السلام فقال له أبو بصير: جعلت فداك الليلة التي يرجى فيها ما يرجى؟ فقال: في احدى و عشرين أو ثلاث و عشرين قال: فان لم أقو على كلتيهما فقال: ما أيسر ليلتين فيما تطلب، قلت: فربما رأينا الهلال عندنا و جاءنا من يخبرنا بخلاف ذلك من أرض اخرى، فقال: ما أيسر أربع ليال تطلبها فيها قلت: جعلت فداك ليلة ثلاث و عشرين ليلة الجهني «1» فقال: ان ذلك ليقال، فقلت: جعلت فداك ان سليمان بن خالد روى في تسع عشرة يكتب وفد الحاج فقال لي: يا با محمد وفد الحاج يكتب في ليلة القدر و المنايا و البلايا و الأرزاق و ما يكون الى مثلها في قابل فاطلبها في ليلة احدى و عشرين و ثلاث و عشرين و صل في‏كل واحدة منهما مأة ركعة و أحيهما ان استطعت الى النور و اغتسل فيهما قال:قلت: فان لم أقدر على ذلك و انا قائم؟ قال: فصل و أنت جالس، قال: قلت:فان لم أستطع قال: فعلى فراشك لا عليك أن تكتحل أول الليل بشي‏ء من النوم، ان أبواب السماء تفتح في رمضان و تصفد  الشياطين، و تقبل أعمال المؤمنين، نعم الشهر رمضان، كان يسمى على عهد رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم المرزوق.

[2] . همان، حدیث 62.

[3] . تفسیر در المنثور ،ج6، ص371.

[4] . تفسیر نور الثقلین ،ج5، ص626، قسمتی از حدیث 58.

 

 


 

 


 

 


 

کدام شب، شب قدر است؟[۱]


زمانی که به دهه آخر ماه مبارک رمضان نزدیک می شویم و به یاد شب قدر می افتیم و آیات سوره قدر را مرور می کنیم، بار دیگر با پرسش هر ساله خداوند از انسان روبرو می شویم که: تو چه دانی که شب قدر چیست؟ شاید به جرئت بتوان گفت که این پرسش آسمانی ترین پرسشهای قرآن کریم باشد که تا ابد پاسخ می طلبد و انسان را به تفکر در باب غیب وامی دارد. چقدر ساده لوحی است که تصور شود که پاسخ این پرسش روشن است و خداوند خود در ادامه آیه پاسخ آن را واضح ساخته است.

از دل این پرسش خداوند پرسشهای بسیار دیگری متولد شده اند که آنها نیز پاسخ می طلبند. معنای محصل قدر و تقدیر و شب قدر و فرود آمدن فرشتگان و روح در این شب چیست؟ از دیر زمان عالمان مسلمان در پی پاسخ به این پرسشها زحمات بسیاری متحمل شده اند. اما تا چه حد موفق شده اند که به پاسخی قانع کننده برسند جای تامل دارد. برای آشنایی بیشتر خوانندگان به برخی از این پرسش و پاسخها که ممکن است در این ایام برای هر کسی پیش آید می پردازیم:

۱-   شب قدر چیست؟

شب قدر بر طبق بیان قرآن کریم نامی است برای شبی که در آن قرآن کریم بر پیامبر عظیم الشان نازل شد و عالم معنای بی نهایت آنقدر فرود آمد تا توانست پا به عرصه عالم این جهانی با نهایت گذاشت و با آن پیوند خورد. خداوند در سوره قدر می فرماید: إِنَّا أَنزَلْنَهُ فى لَیْلَةِ الْقَدْرِ ، ما این قرآن را در شب قدر نازل کردیم.

۲- چرا «قدر»؟

گفته شده است که شب قدر را از آن رو «قدر» نامیده اند که خداى تعالى در آن شب حوادث را تقدیر و اندازه‏گیرى می کند. به این معنا که زندگى ، مرگ ، رزق ، سعادت ، شقاوت و چیزهایى از این قبیل را از آن شب تا شب قدر سال آینده مشخص می سازد. شاهد بر این معنا را آیه سوره دخان دانسته اند که در وصف شب قدر می فرماید: انا انزلناه فی لیله المبارکه انا کنّا منذرین، فیها یفرق کل امر حکیم، امرا من عندنا انا کنا مرسلین رحمة من ربک،(۴۴دخان، ۲-۴)«ما قرآن را در شبی مبارک نازل کردیم، به راستی که ما هشدار دهنده بودیم، در آن هر کاری استوار فیصله می یابد. کاری است از جانب ما، ما فرستنده بودیم.» مرحوم علامه طباطبایی در ذیل آیه همین معنا را خواسته اند از تحلیل زبان آیه استخراج کنند و می نویسند چون فرق به معناى جدا سازى و مشخص کردن دو چیز از یکدیگر است، این همان تقدیر و اندازه‏گیرى است.[۲]

در حدیثی معتبر امام باقر(ع) در تفسیر این آیه می فرمایند: در این شب خیر و شر، طاعت و معصیت، مرگ و زندگی و روزی سال مسجل می شود. ولی در عین حال مشیت الهی نیز همچنان در کار است.[۳]
سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که اصولاً مقدر کردن امور سالانه به چه معناست؟ چرا سال به سال؟ مگر در علم ازلی خداوند مقدرات عالم نبوده است که احتیاج به انجام آن در شب های قدر است. آیا عملکرد انسان در این شبها نقش تعیین کننده دارد؟ در این صورت نقش اختیار انسان و عملکرد او در قبل و بعد از این شب، در زندگی او چگونه قابل توجیه است؟  آیا مقدرات الهی چنانچه قرآن کریم می فرماید از ابتدای خلقت بوده است:خلق کل شیء فقدره تقدیرا(۲۵فرقان،۲) وکان امر الله قدراً مقدورا(۳۳احزاب،۳۸) و کل شیء عنده بمقدار(۱۳رعد،۸) یا اینکه همانگونه که در حدیث شیخ صدوق در معانی الاخبار آمده است همه مقدرات تا روز قیامت در شب قدر انجام گرفته است. ان الله تعالی قدّر فیها ما هو کائن الی یوم القیامه[۴]یا به اخبار مربوط به شب قدر توجه کنیم که آن را هر ساله در  شب قدر دانسته است. مگر اینکه گفته شود این سه مرتبه از تقدیر الهی است.

در هر صورت مرحوم علامه شعرانی در پاورقی تفسیر منهج الصادقین در ذیل آیه دوم سوره قدر می نویسد: «مقدرات مردم که علم خدا بدان تعلق گرفته است از ازل مبین بود، چون علم خدا ازلی است و آنچه خداوند به سبب دعا و اسباب دیگر محو و اثبات می کند در همه  اوقات است و خداوند وعده اجابت را منحصر به شب قدر نساخته است. اینکه تقدیر مقدرات در شب قدر خواهد بود از مشکلاتی است که معنی آن بر ما معلوم نیست. مگر اینکه بگوییم دعا در این شب به اجابت نزدیک تر است.»[۵]

۳- شب قدر در چه ماهی قرار دارد؟

شب قدر به اتفاق شیعه و سنی یکی از شبهای ماه مبارک رمضان است. این ماه تنها ماه از ماههای سال است که قرآن کریم از آن نام برده است. خداوند در سوره قدر می فرماید: إِنَّا أَنزَلْنَهُ فى لَیْلَةِ الْقَدْرِ ، ما این قرآن را در شب قدر نازل کردیم و
در جای دیگر می فرماید: شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن هدى للناس و بینات من الهدی و الفرقان(۲بقره،۱۸۵) ماه رمضان ماهی است که در آن قرآن، برای هدایت بشر، نازل شد. این کتاب داری آیات راهگشاست و تفکیک کننده حق از باطل است.

۴- اهمیت شب قدر به چیست؟

به احتمال قوی اهمیت این شب به اهمیت حوادثی است که در آن اتفاق افتاده است و به تبع آن در آن اتفاق می افتد. مهمترین اهمیت  ماه رمضان در این است که قرآن کریم، و حتی، (بنابر برخی روایات) دیگر کتب آسمانی، در یکی از شبهای آن نازل شده است.[۶]برکت این حادثه چنان وسیع است که تمام حیات بشر را تحت تاثیر خود قرار داده و ظرفیت آن را داشته است که انسان را از تیرگی و ظلمات به روشنی و نور رهنمون سازد. شب قدر باعث گردید تا تاریخ به صورتی دیگر صیرورت یابد و مقدرات عالم به گونه ای متفاوت رقم بخورد.

هیچ نعمت بشر به لحاظ اهمیت به پای نعمت قرآن که کلام خدا و ظهور حق در عالم ماست نمی رسد. این نعمت سند سعادت و رستگاری آدمیان است. شاید به شکرانه برکت نزول این متن در در این ماه مبارک بوده است که به مسلمانان گفته شده است تمام این ماه را عید بگیرند و در آن روزه بدارند و با قرآن انس گیرند. باشد که به تقوایی نائل شوند که در پرتو پاکی ناشی از آن، تمام سال خود را بیمه کنند.

سفارش به قدر شناسی از این شب کانونی سال، در دستورات دینی نیز در همین راستا قابل توجیه است. که هزار ماه که یک عمر طولانی است و تقریباً برابر حکومت خاندان اموی(۱۰۹۶ ماه) بر اریکه قدرت است با ارزش این شب که همراه قرآن است برابری نمی کند،[۷]قرآن کریم ظرفیت عمل آن شب را معادل ظرفیت عمل هزار ماه (۸۳ سال و اندی)دیگر، که در آن شب قدر نباشد، اعلام کرده است. عمل خیر در این شبها از عمل خیر هزار شب بدون قرآن، افزون است.[۸]درهای آسمان در این شب با فرود قرآن باز شد و در پرتو آن شیطان در آن شب به زنجیر شد و اعمال بندگان در آن قبول حق گشت.[۹]

۵- چه چیز قرآن در شب قدر نازل شد؟

در قرآن کریم واژه «قرآن» هم به معنای تمام قرآن و هم به معنای جزء قرآن مورد استفاده قرار گرفته است. همین تنوع استعمال باعث گردیده است که مفسرین دیدگاههای متفاوتی در مورد آنچه در شب قدر نازل شد پیدا کنند. مهمترین این دیدگاهها عبارتند از:

الف) از نظر افرادی چون محمد بن اسحاق، شعبی، فخر رازی، زمخشری از اهل سنت و ابن شهر اشوب و شیخ مفید، سید مرتضی، و از معاصرین نعمت الله صالحی و محمد هادی معرفت از شیعه،: هر امر زمانی و تاریخی، شروع و آغازی دارد و شب قدر، شب آغاز نزول قران بوده است. دلیل این قول کلام خداوند است که مى‏فرماید : و قال الذین کفروا لو لا نزل علیه القرآن جملة واحدة کذلک لنثبت به فؤادک و رتلناه ترتیلا . کفار گفتند: چرا قرآن به یکباره نازل نشد؟ بدین سان به یکباره فرود نیامده است تا دلت را بدان استوار کنیم و آن را کم کم و پیاپی بر خواندیم. و قرآنا فرقناه لتقراه على الناس على مکث و نزلناه تنزیلا. قرآن را جدا جدا کردیم تا بر مردم با درنگ بخوانی، و آن را به تدریج نازل کردیم.[۱۰]

ب) احتمالی را فخر رازی و تعدادی از مفسرین دیگر مطرح کرده اند که بر طبق آن:  هر سال در ماه رمضان آیات مورد نیاز سال بر پیامبر(ص) نازل شده است. دلیل آنان عام بودن واژه رمضان است که شامل هر ماه رمضان می شود.

ج) در بین مفسرین و اهل حدیث سنی و شیعه مثل طبری، فخر رازی، سیوطی، شیخ صدوق، فیض کاشانی، عیاشی و علامه طباطبایی نظر سومی وجود دارد که در بین عموم این نظر مشهورتر است. بر طبق این نظر قرآن کریم دو نزول داشته است. یک نزول دفعی و یک نزول تدریجی. آنچه در شب قدر نازل شد، نزول قرآن به طور کامل و دفعی بود. همین قرآن یکبار دیگر بطور تدریجی متناسب با شرایط مختلف اجتماعی نازل گردید. این دیدگاه بر طبق روایاتی تنظیم شده است که می گوید قرآن کریم شب قدر به یکباره به بیت العزة در آسمان اول[۱۱]یا بیت المعمور در آسمان چهارم نازل شد[۱۲] سپس بر رسول خدا به مناسبت های مختلف در طول ۲۳ سال یا ۲۰ سال نازل گردید.

 

محدثین و اخباریین نمی توانند این احادیث را نادیده گرفته و از آنها عبور کنند. اما آنچه فراروی ذهن نقاد وجود دارد سه پرسش است: میزان صحت سندی این روایات در چه حد است؟ دوم محتوای آن تا چه اندازه معقول است و نهایتاً فایده عملی نزول دفعی آنهم از جانب خداوند حکیم که کار بیهوده انجام نمی دهد چیست؟

مرحوم نعمت الله صالحی اسناد و محتوای این روایات را مفصل به نقد کشیده است و چون بحثی فنی است و ممکن است برای خوانندگان سودمند نباشد از آن می گذریم. خلاصه نقد آقای معرفت، از محتوای این احادیث را، به نقل از کتاب «التمهید» به صورت مختصر می آوریم. ایشان می نویسد:

۱- شیخ مفید و سید مرتضی می گویند: اصولاً روایات در فهم قرآن دلیل تعبدی نیستند، چون تعبد در عمل است نه در عقیده و درک. از آنجا که روایات نزول یکباره، اخبار واحد و گاه متعارض هستند و نه موجب علم است نه مفید پذیرش تعبدی در عمل، به آن اخبار اعتنا نمی کنیم.

۲- فهم مردم زمان نزول قرآن از واژه قرآن، قرآن کامل نبوده است بنابراین وقتی قرآن می فرماید: شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن هدى للناس و بینات من الهدی و الفرقان(۲بقره،۱۸۵) منظور، مطابق فهم مخاطبین، تمام قرآن نیست.

۳- این قرآن با الفاظ و عبارات و تفصیلات و خصوصیاتش عقلاً نمی تواند یکجا و در یک شب نازل شده باشد.

۴- در بسیاری از آیات قرآن اشاره به حوادث گذشته زندگی مسلمانان مثل مهاجرت، مهاجر و انصار، جنگ بدر و احد و تبوک، مسجد ضرار و …دارد، اگر این آیات در شب قدر نازل شده بود، از نظر ادبی نباید با فعل گذشته به کار می رفت بلکه باید با فعل مستقبل (آینده دور) بیاید. اگر این آیات به چیزی که اتفاق نیفتاده است بگوید قبلاً اتفاق افتاده است، برای پیامبر سخنانی بی معنا و غیر واقعی و کذب نازل شده است.

۵- در صورتی که قرآن در شب قدر نازل شده باشد، ناسخ و منسوخ، عام و خاص، مطلق و مقید در آن معنا نداشت.

۶- اینکه قرآن در شب قدر به از یک جایگاه بلند به جایگاه بلند دیگر مثل آسمان چهارم برسد چه اهمیتی دارد که خداوند در قرآن کریم این حادثه را از هزار ماه برتر بداند.

تمام این اشکالات بر نظریه سوم وارد است، مگر اینکه گفته شود: قرآن شب قدر، با قرآن فعلی تفاوت داشته است. بنابراین برای فرار از این انتقادات، برخی از علمای دین دست به تاویل روایات زده اند. شیخ صدوق در کتاب اعتقاداتش بدون هیچ دلیلی می گوید: همه قرآن در آن شب نازل نشد بلکه تنها علمی اجمالی از قرآن به پیامبر(ص) داده شد. فیض کاشانی نیز، بدون هیچ دلیل نقلی، ولی با یک تاویل ذوقی در تفسیر صافی می گوید: بیت المعمور همان قلب پیامبر بوده است و آسمان چهارم مرتبه چهارم عالم ماده است. او جماد، نبات و حیوان را سه آسمان و مرتبه انسانیت را به مرتبه آسمان چهارم تاویل کرده است. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان برای نزول دفعی و تدریجی دو استدلال ارائه کرده اند. یکی استدلال لغوی و دیگر استدلالی عقلی. در استدلال لغوی می گویند: فرق میان انزال و تنزیل این است که انزال به معناى نازل کردن دفعى و یک پارچه است ، و تنزیل به معناى نازل کردن تدریجى است. استدلال دوم اینکه: کلمه( قرآن ) اسم کتابى است که خداى تعالى آنرا بر پیامبر گرامیش محمد (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) نازل کرده ، و به این جهت آن را قرآن نامیده که خواندنى شد. قرآن دارای مراتبی است: یک مرتبه وجود حقیقی و دیگر مرتبه وجود ظاهری، وجود ظاهری آن در قالب الفاظ است[۱۳] ولی وجود باطنی آن کل واحدی است که بر قلب پیامبر(ص) در شب قدر نازل شده است.

مهمترین پرسشی که از تاویل کنندگان اخبار نزول دفعی می پرسیم این است که: آیا خداوند وقتی می خواهد از ماه رمضان و شب قدر و مسئله نزول قرآن در آن شب سخن بگوید به همین قرآن در دست مردم اشاره می کند یا قرآن پنهان از چشم مردم و متفاوت که کسی به آن دسترسی ندارد؟  به چه دلیل شیخ صدوق «قرآن» را نه خود قرآن بلکه علم اجمالی
به قرآن معنا می کند؟ چه دلیلی وجود دارد که بیت المعمور همان قلب پیامبر(ص) است؟ چرا مرحوم علامه منظور از قرآن را نه خود قرآن بلکه وجود باطنی دور از دسترس همگان تلقی کرده اند؟ حال آنکه خداوند حکیم به هنگام سخن گفتن با بندگان خود از آنچه قابل فهم مخاطبین است به عنوان قرآن نام می برد. از طرف دیگر در پاسخ به استدلال لغوی مرحوم علامه باید گفت: اکثریت قاطع آیاتی که با واژه انزال در قرآن به کار رفته است، ظهور در نزول تدریجی دارند نه آنگونه که ایشان خواسته اند از لغت استفاده کنند و بگویند انزال به معنای نزول دفعی است. مثلاً این آیه که مخاطب آن عموم مردم هستند، چگونه قابل حمل بر نزول دفعی است؟ لقد انزلنا الیکم آیات مبینات.(۲۴نور، ۳۴) ما برای شما آیاتی روشن نازل کردیم.

۶- شروع قرآن در شب قدر (ماه رمضان) بوده است، یا هنگامه بعثت (ماه رجب)؟

متفقاً گفته شده است که اولین وحی بر پیامبر پنج ایه اول سوره علق بوده است. اگر این آیات بنابر گفته اهل سنت در شب قدر و در ماه مبارک رمضان نازل شده باشد مشکلی پیش نمی آید ولی اگر بنا بر قول مشهور نزد شیعه بعثت رسول الله را ۲۷ رجب بدانیم، جمع بین بعثت در ماه رجب و نزول قرآن در ماه رمضان بسیار دشوار  است. توجیه هایی می توان داشت: ۱- بگوییم ۲۷ رجب قرآن نازل نشد، بلکه فقط مژده نبوت به ایشان داده شد و در ماه مبارک رمضان اولین آیات بر پیامبر(ص) نازل گردید. ۲- ایات سوره علق در ماه رجب بر پیامبر اکرم(ص) نازل شد. اولین سوره کامل نیز سوره حمد یا فاتحه الکتاب(پیشگفتار کتاب) بوده است که ممکن است در همان اوایل بعثت برای نماز پیامبر فرود آمده باشد. پس از طی دوره فترت که گفته اند وحی بر پیامبر نازل نشد در شب قدر اولین آیات قرآن همچون سوره مدثر بر پیامبر اکرم(ص) نازل گشته باشد. ۳- تغییراتی که هر دو سال یکبار توسط قریش تحت عنوان نسیء در ماههای حرام انجام می شد و قرآن کریم
در اواخر عمر پیامبر آن را ممنوع فرمود
[۱۴] باعث اختلال در ماهها گشته است. بر این اساس محتمل است که آن سال رجب در ماه رمضان بوده است.

۷-   شب قدر کدام شب از یک از شبهای ماه مبارک رمضان است؟

در کتب روایی شیعه و سنی احادیث بسیاری در مورد شب قدر وجود دارد. سیوطی در تفسیر خود، دّر المنثور، حدود ۸۵ روایت در مورد شب قدر آورده است. در غالب این روایات آمده است که شب قدر در دهه آخر ماه مبارک رمضان و در یکی از شبهای فرد آن است که با روایات شیعی توافق دارد. این روایات شب ۲۱، ۲۳، ۲۵، ۲۷، ۲۹ را شب قدر دانسته است.
طبری در تفسیر خود نقل می کند که کل قرآن در شب ۲۴ رمضان نازل شد. (ج۱، ص۸۰) سیوطی در در المنثور هم همین را گفته است. در تفسیر عیاشی نیز از شیعه این روایت از امام صادق نقل شده است که شب نزول قرآن شب ۲۴ است. اما روایت شب ۲۴ و ۳۰ با فرد بودن شب قدر سازگار نیست. از بین شب های فرد، بیشترین روایات اهل سنت مربوط به شبهای ۲۳ و ۲۵ و ۲۷ است.
[۱۵] در روایات صحیح شیعه شبهای ۲۱ و ۲۳ بیشترین مویدات را دارد و شب ۲۳ ماه رمضان از قوت بیشتری برخوردار است.[۱۶] اما در مورد شب ۱۹ باید گفت کمترین تاییدی از نظر روایت ندارد. مرحوم کلینی در کافی سه روایت در مورد شب ۱۹ نقل کرده است که دو روایت ضعیف و یک روایت صحیح است[۱۷] و در هر سه گفته شده است که شب ۱۹ مقدمه شب قدر است. پس با یک روایت صحیح غیر صریح، نمی توان به شب قدر بودن شب ۱۹ اعتقاد پیدا کرد. بعلاوه اینکه روایات زیادی از شیعه و سنی نقل شده است که شب قدر در دهه آخر ماه مبارت رمضان است[۱۸]که شامل شب ۱۹ نمی شود. هیچ یک از روایات نقل شده در مورد ۱۹ نیز صریحا نگفته است که شب ۱۹، شب قدر است. بنابراین شب قدر که قرآن در آن نازل شده است نمی تواند، شب ۱۹ ماه مبارک رمضان باشد.

به نظر می رسد علت اینکه مردم ایران بیشترین اهتمام را به شب نوزدهم و بیست و یکم دارند و کمتر از آن دو شب، به شب ۲۳، که طبق روایات شیعه شب قدر بودن آن بیشتر محتمل است، توجه دارند ارتباط آن با ضربت خوردن مولای متقیان علی علیه السلام است. شب قدر شب مبارکی است و شب شهادت شب حزن و اندوه است.


۸- چرا شب قدر مشخص نشده است؟

دسترسی به هر امر ارزشمند هزینه خود را دارد و هر چه چیزی ارزشمند تر باشد هزینه آن هم بیشتر است. چیزی که ارزش آن از هزار ماه بیشتر است نباید به راحتی در اختیار افراد قرار گیرد، چرا که باعث می شود تا ارزش آن کمتر شود. پس احتمالاً پنهان بودن این شب در شبهای ماه رمضان و عدم وضوح شب قدر برای گستردگی و افزایش عبادت بندگان و انس بیشتر آنان با خداوند بوده است.

در هر صورت معصومین شب قدر را مردد بین چند شب نقل کرده اند.[۱۹] و پیامبر اکرم(ص) همه دهه آخر ماه مبارک رمضان را بیدار بودند و رختخواب خود را جمع می فرمودند و خانواده خود را بیدار نگاه می داشتند و به عبادت می پرداختند[۲۰] به خوبی روشن نیست که عدم تشخص شب قدر فقط مربوط به غیر معصومین است[۲۱] یا برای معصومین نیز از امور غیبی محسوب می شده که برای آنان آشکار نبوده است و اگر از پنهان بودن آن غرضی داشته اند این مقصد و فلسفه شامل حال معصومین نیز می شده است.

۹- شب قدر به زمان نزول اختصاص دارد یا هر سال تکرار می شود؟

با وجودی که شب قدر اصالتاً همان سال اول نزول قرآن بوده است ولی قرآن کریم می فرماید: تنزل الملائکه و الروح، فعل مضارع تکرار و استمرار را می رساند یعنی شب قدر منحصر در آن شب نزول قرآن در همان سال نیست، بلکه با تکرر سنوات آن شب هم مکرر مى‏شود. روایات و عملکرد معصومین نیز بر این نکته تاکید دارند که هر سال در همان هنگام نزول قرآن، شب قدری تکرار می شود[۲۲]و فرشتگان و روح در آن نازل می شوند.[۲۳] به تعبیر امام صادق(ع)لیله القدر هی اول السنه و هی آخر السنه.[۲۴]

پس در هر سال قمرى، در ماه رمضان شب قدرى هست با این تفاوت که در آن شب دیگر قرآن نازل نمی شود بلکه تنها فرشته و روح فرود می آیند، و رحمت الهی را بر بشر فرود می آورند ولی چگونگی آن به درستی و روشنی معلوم نیست.

 

10- حوادث منقول در مورد شب قدر طبق چه افقی اتفاق می افتد؟

اختلاف افق در شهرها گاهی تا سه شب متفاوت است و در این حالت سه شب، شب ۲۳ ماه مبارک رمضان است. حال پرسش این است که آیا هر سه شب شب قدر است و در هر سه شب قرآن نازل شده است و مقدرات در هر سه شب، بنابر افق آدمیان تعیین می شود و در هر سه شب عمل صالح ثواب عمل هزار ماه دارد یا آن که شب قدر مطابق با افقی است که قرآن در آن نازل شده است؟ باید اعتراف کرد که پاسخها به این پرسش قانع کننده نیست. پس آیا برای درک شب قدر راهی جز پاس داشتن همه این شبها وجود دارد؟




[۱] www.baztab.com کد خبر : ۵۰۷۲۰

[۲] محمد حسین طباطبایی، ج۲، ص۱۸-۲۵

[۳] محمد بن یعقوب کلینی، کافی، دارالکتب الاسلامیه ج۴، ص۱۵۷، ح۶، تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص۶۳۱، ح ۸۶-۸۱

[۴] شیخ صدوق، معانی الاخبار، انتشارات جامعه مدرسین، ۱۴۲۹، ص۴۲۹

[۵] ملا فتح الله کاشانی، منهج الصادقین، کتاب فروشی اسلامیه، چ چهارم، ۱۳۴۶،ج۱۰، ص۳۰۳

[۶] کافی، ج۴، ص۱۵۷، ح۷

[۷] کافی، ج۴، ص۱۵۷، ح۱۰ و تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص۶۲۱، ح۴۳ و ۴۴

[۸] کافی، ج۴، ص۱۵۷، ح۴ و ۶٫ تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص۶۳۲، ح۸۹-۹۴

[۹] در المنثور،   و کافی، ج۴، ص۱۵۷، ح۲

[۱۰] ۲۵فرقان، ۳۲ و  ۱۷اسراء،۱۰۶

[۱۱] انزل القرآن لیله القدر جمله واحدهً الی السماء الدنیا و وضع فی بیت العزّة ثم انزل نجوماً علی النبی فی عشرین سنه. الاتقان، ج۱، ۳۹-۴۹

[۱۲] ابی نصر محمد بن مسعود بن عیاش، ج۱، ص۸۰، المکتبه العلمیه الاسلامیه نزل القرآن فی شهر رمضان فی لیله القدر جمله واحدهً الی البیت المعمور فی السماء الرابعه ثم نزل من البیت المعمور فی مده عشرین سنه و ان الله اعطی نبیه العلم جملهً. اعتقادات الصدوق، باب ۳۱

[۱۳] کتاب اُحکمت آیاتهُ ثم فصّلت من لدن حکیم خبیر(هود، ۱) انه فی اُم الکتاب لدینا لعلیٌ حکیم. (زخرف، ۴) انه قرانٌ کریم فی کتاب مکنون لا یمَسُّهُ الا المطهرون (واقعه،۷۷-۷۹) لقد جئناهم بکتاب فصَّلناهُ علی علمٍ (اعراف، ۵۲)

[۱۴] انما النسیء زیاده فی الکفر یضل به الذین کفروا یحلونه عاماً و یحرمون عاما لیواطئوا عده ما حرم الله زین لهم سوء اعمالهم. ۹توبه،۳۷

[۱۵] جلال الدین سیوطی(۹۱۱)، الدر المنثور، دار احیاء التراث العربی، ص۵۲۲-۵۳۳

[۱۶] کافی، ج۴، ص۱۵۶، ح۱٫ تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص۶۱۹، ح۳۳و ص۶۲۵، ۵۵ و ۵۷و۵۸ و ص۶۲۶، ص۶۱ و ص۶۲۷، ح۶۶ و۶۷ و ص۶۲۸، ح۷۰ و ۷۱

[۱۷] کافی، ج۴، ص۱۵۷، ح ۸ و ۹ و۱۲٫ حدیث اول عبد الله بن مومن مختلف فیه است. حدیث سوم نیز عده من اصحاب عن رجل نقل کرده اند که حدیث مرسل است.

[۱۸] کافی، ج۴، ص۱۵۷، ح۶، نور الثقلین، ج۵، ص۶۲۵، ح۵۶ وص۶۲۶، ح۵۹

[۱۹] تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص۶۲۶، ح۶۰

[۲۰] تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص۶۲۹، ح۷۸

[۲۱] تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص۶۳۹، ح۱۰۵

[۲۲] تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص۶۲۶، ح۵۹

[۲۳] تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص۶۳۷، ح۱۰۴

[۲۴] کافی، ج۴، ص۱۵۷، ح۱۱ و تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص۶۲۷، ح۶۳

 


 

 

 


 

 

 


 

 

ارتباط شب قدر با حالات اشخاص

پرسش:

آیا شب قدر برای همه یک شب است یا هر کس شب قدر خود را دارد ؟ آیا مبارک بودن شب قدر امری مستقل از شخص و حالات شخص است یا این که بستگی به آن دارد ؟

 

پایگاه حوزه5837، 5837

پاسخ:


 

شب قدر برای همه یک شب است، ارتباطی به حالات و روحیات افراد ندارد و از نظر مدارک و دلایل دینی مسلم است که «شب قدر» اختصاص بهزمان پیامبر اکرم (ص) و محیط حجاز نداشته و در همه زمان ها و برای همه نقاط مختلف «شبقدر» با همه عظمت و اهمیتش وجود داردتصوری ممکن است پیش آید که منظور ازیکی بودن شب قدر در تمام سال این است که برای تمام نقاط مختلف روی زمین در هر سال،شب واحد و مشترکی، شب قدر معین شده به طوری که این شب در ساعت معینی در سراسر کرهزمین آغاز و در ساعت معینی هم پایان می‏پذیرد!

این تصور اشتباه است، چون زمین کروی است و همیشه یک نیمکره آن در تاریکی و نیم کره دیگر آن در روشنایی قراردارد و به این ترتیب اصلا امکان ندارد که در ساعتجهای معین و مشترکی در سراسر زمینشب باشد. منظور از این که «شب قدر» در سراسر سال یک شب است، این است که برای اهالیهر نقطه‏ بر حسب سال قمری خودشان، تنها یک «شب قدر» وجود دارد.

به عبارت دیگر اهالی هرنقطه، سال قمری خود را بر حسب افق خاص آن نقطه از اول ماه محرم آغاز می‏کنند و پساز گذشتن چند ماه قمری، ماه رمضان همان نقطه هم بر حسب افق خاص آنجا آغازمی‏شود و در این ‏ماه،شب نوزدهم یا بیست و یکم و یا بیست و سوم برای اهالی آن نقطه، «شبقدر» است.

این مطلب که اهالی هر نقطه، ایام و اوقات مقدسخود را باید با افق خاص آن نقطه تعیین کنند اختصاص به شب قدر نداشته، در سایر روزهاو اوقات مقدس اسلامی هم همین حساب وجود دارد؛ مثلا روز عید فطر و قربان در اسلامروزهای مقدسی است که برای آنها عبادتها و دستورهای خاصی وارد شده و هر کدام از ایناعیاد هم در تمام سال با تفاوت افقی که دارند با مراجعه به افق خاص هر کشور تعیینمی‏گردد و به این جهت در بسیاری اوقات - مثلا عید قربان در کشور سعودی - یک روززودتر از ایران و بعضی از کشورهای دیگر آغاز می‏شود.

باید توجه داشت که این حساب درباره «شب قدر» بامطالبی مانند این که فرشتگان در این شب نازل می‏شوند منافاتی ندارد، زیرا تمام اینجریانها که حکایت از توسعه رحمت خاص الهی در این شب می‏کند، برای اهالی هر نقطه‏ایدر شب قدر خاص آن نقطه صورت می‏گیرد.

به این سؤال این گونه هم جواب داده اند که شب قدر یک شب بیش نیست، اما در کل کره زمین یک شب کامل، 24 ساعت می‏باشدهمچنان که یک روز کامل 24 ساعت است و هر زمان مفروضی حدود نیمی از کره زمین راپاره‏های روز و نیم کره دیگر را پاره‏های شب می‏پوشانند. بنابراین زمانی که درعربستان شب قدر می‏شود بخشی از لیلة القدر است که امتداد آن تا شبی که در ایرانمراسم شب قدر انجام می‏شود استمرار می‏یابد . به عبارت دیگر همه شب‏ها و روزها همینحالت را دارند که در عرض 24 ساعت به صورت متخالف تدریجی کل زمین را پوشش می‏دهنداز همین رو در روایات وارد شده است که فضیلت روز قدر کمتر از شب قدر نیست.[i]

 


[i]برگرفته از کتابپاسخ به پرسشهای مذهبی، ص500، و تفسیر نمونه، ج 27، ص 192.

 


 

 


 

 


 

سوال:
براساس صريح قرآن شب قدر فقط يك شب است لذا در بعضي از بلاد اسلامي روز اوّل ماه مختلف است و بحثي كه در بعضي از كشورها 23 رمضان است و در بعضي 22 مي‌باشد، در اين ميان تكليف شب قدر كه در نفس الامر فقط يك شب است چيست؟

پاسخ:

ما در قرآن تصريح به اينكه شب قدر در همة نقاط زمين يك شب است نداريم بلكه آنچه داريم اين است كه قرآن در شب قدر نازل شده مثل اينكه گفته شود: فلان عمل در روز عيد قربان بايد انجام بشود، خوب همانطوري كه از اين كلام استفاده نمي‌شود كه روز عيد قربان در سال يك روز است يا چند روز بلكه از قرائن خارج از اين جمله فهميده مي‌شود كه روز عيد قربان روزِ دهم ذي‌الحجه است همين طور هم از جملة شريفة: إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ استفاده نمي‌شود كه شب قدر آيا يك شب در طول سال است يا چند شب بلكه از قرائن خارج از اين آية كريمه استفاده مي‌شود كه مثلاً شب قدر روز 23 ماه مبارك رمضان است و امّا اينكه شب قدر شب 23 ماه مبارك رمضان در ايران مثلاً است نه شب 23 ماه مبارك رمضان در آمريكا مثلاً ، چنين نصّي وجود ندارد.
بله ممكن است كسي بگويد:
چون بركت ليلة القدر به بركت نزول ملائكه و روح همراه با سلامتي و سلام است و آنها بر حجت خدا در آن زمان (چه حجت خدا حضرت آدم صفيّ الله باشد و چه حضرت امام زمان (عج)؛ نازل مي‎شوند و كل امر را بر آنها عرضه مي‎كنند لذا مردم در آن شب در حال دعاء و نماز هستند و صاحب الامر مشغول امر نزول ملائكه‎اي است كه بر او نازل مي‎شوند، پس ليلة القدر شب 23 ماه مبارك رمضان در منطقه‎اي است كه حجت خدا جلّ و علا در آنجا قرار دارد.
در جواب اين سخن مي‎شود اين چنين گفت كه: «ليلة القدر خيرٌ من الف شهر» شب قدر از هزار ماه بهتر است، چه شب آنجايي باشد كه حجت خدا در آنجا قرار دارد و چه شب مكاني باشد كه حجت خدا در آنجا حضور ندارد، لكن نزول ملائكه و روح در شب قدر مكاني است كه امام ـ عليه السّلام ـ در آنجا حضور دارد. مَثَل ليلة القدر مَثَل شب جمعه مي‎شود كه فضيلت براي همه دارد و شب جمعة بعضي مناطق با روز پنجشنبه ديگر مناطق همزمان است منتهي در شب جمعه فيوضاتي بر امام ـ عليه السّلام ـ نازل مي‎شود كه به فكر ديگران هم نمي‎رسد.
و بعبارتي ديگر مي‌توان اين چنين جواب داد: در شب قدر هر منطقه‎اي ملائكه و روح همه نازل مي‎شوند لكن در شب قدرِ منطقه‎اي كه امام ـ عليه السّلام ـ حضور دارد كل امور همة مناطق را خدمتش عرضه مي‎كنند.
يا گفته شود: ملائكه و روح در شب قدرِ هر منطقه‎اي نازل مي‎شوند منتهي در شب قدر منطقة امام ـ عليه السّلام ـ امورِ مربوط به آن منطقه را بر آن حضرت عرضه مي‎كنند و در شبِ قدرِ مناطقِ ديگر باز هم بر امام نازل مي‎شوند و لكن امور مربوط به آن ديگر مناطق را خدمتش عرضه مي‎كنند.
خلاصه كلام اينكه فرض وحدتِ شب قدر مستلزم اين است كه شب قدر مخصوص ناحيه‎اي خاص از زمين باشد و لو اينكه روزِ شروع ماه مبارك رمضان نسبت به همة نقاط كرة زمين واحد باشد مثلاً فرض كنيم روز 5/ 8/ 1382 هـ .ش باشد چون شب همة نقاط زمين همزمان نيست بلكه انتهاي شب يك منطقه و لحظه اول روزش همزمان با لحظه اولِ شب منطقة ديگر است و آنچه از آيه متبادر به ذهن مي‎شود اين است كه شب قدر در هر نقطه‎اي از روي زمين شروعش با اول شب در آن نقطه و پايانش با طلوع فجر در آن نقطه است، نه اينكه شروع شب قدر از اول نقطه‎اي باشد كه در آن نقطه شب شروع مي‎شود و پايانش طلوع فجر در آخرين نقطه‎اي باشد كه شب پايان بپذيرد. مثلاً شروع ليلة القدر از اول شب در نقطة A باشد و همينطور ادامه پيدا كند و هر جا ساية شب مي‎رود ليلة القدر هم به همراه او برود تا به آخرين نقطه كه در آنجا شب مي‌شود برسد و در آنجا توقف كند تا فجر طالع شود و اختصاص شب قدر به ناحيه‎اي خاص شايد هماهنگ با اطلاق روايات كه در بابِ اعمال شب 23 ماه مبارك رمضان است نباشد (چون گفتيم: و لو ماه مبارك رمضان يك روز خاص براي همة نقاط زمين شروع بشود ولي چون در زمان شروع و زمان پايان شب با هم اختلاف دارند پس بعضي‎ها اعمال را بايد در روز انجام بدهند نه در شب). همچنين با وسعتِ رحمت الهي هم شايد هماهنگ نباشد.
در پايان ذكر اين نكته ضروري است كه همة آنچه مكتوب شده ذكر احتمالاتي بيش نيست كه و لو بعضي از آنها را بشود با ظواهر كتاب يا روايات اثبات كرد منجر به قطع نخواهد شد و در مسائل شرعية مربوط به شب قدر هر كسي طبق تقليد از مجتهد و مرجع خودش عمل كند ان شاء الله مأجور خواهد بود و الله العالم بحقائق الامور.

 


 

 

 


 

 

 


 

پرسش: مگر در شب قدر سرنوشت يك سال انسان رقم نمي خورد پس چرا برخلاف آنچه ما از خدا مي خواهيم اتفاق مي افتد (معني شب قدر چه مي شود كه هر چه از خدا بخواهي مي دهد.)

متن پاسخ: قدر» در لغت به معناي اندازه و اندازه‏گيري است. + «تقدير» نيز به معناي اندازه‏گيري و تعيين است. (همان، ص 248.) اما معناي اصطلاحي «قدر» عبارت است از ويژگي هستي و وجود هر چيز و چگونگي آفرينش آن؛ (طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان، ج 12 ص 150 و 151.)
به عبارت ديگر، اندازه و محدوده وجودي هر چيز «قدر» نام دارد. (همان، ج 19، ص 101.)
بنابر ديدگاه حكمت الهي در نظام آفرينش، هر چيزي اندازه‏اي خاص دارد و هيچ چيز بي‏حساب و كتاب نيست. جهان حساب و كتاب دارد، بر اساس نظم رياضي تنظيم شده و گذشته، حال و آينده آن با هم ارتباط دارد.
استاد مطهري(ره) در تعريف قدر مي‏فرمايد: «... قدر به معناي اندازه و تعيين است... حوادث جهان... از آن جهت كه حدود و اندازه و موقعيت مكاني و زماني آنها تعيين شده است، مقدور به تقدير الهي است». (مطهري، استاد مرتضي، انسان و سرنوشت، ص 52.) پس در يك كلام «قدر» به معناي ويژگي‏هاي طبيعي و جسماني اشياء است كه شامل اندازه، حدود، طول، عرض و موقعيت‏هاي مكاني و زماني آنها مي‏گردد و تمام موجودات مادي و طبيعي را در بر مي‏گيرد.
اين معنا از روايات استفاده مي‏شود؛ چنان كه در روايتي از امام رضا(ع) پرسيده شد: معناي قدر چيست؟ فرمود: «تقدير الشي‏ء طوله و عرضه»؛ «اندازه‏گيري هر چيز اعم از طول و عرض آن». (المحاسن البرقي، ج 1، ص 244.)
در روايت ديگر، اين امام بزرگوار در معناي قدر فرمود: «هو الهندسة من الطول و العرض و البقاء»؛ «اندازه هر چيز اعم از طول و عرض و بقا». (بحارالانوار، ج 5، ص 122.)
بنابراين، معناي تقدير الهي اين است كه در جهان مادي، آفريده‏ها از حيث هستي و آثار و ويژگي‏هايشان محدوده‏اي خاص دارند. اين محدوده با اموري خاص مرتبط است؛ اموري كه علت‏ها و شرايط آنها هستند و به دليل اختلاف علل و شرايط، هستي و آثار و ويژگي‏هاي موجودات مادي نيز متفاوت است. هر موجود مادي به وسيله قالب‏هايي از داخل و خارج، اندازه‏گيري و قالب‏گيري مي‏شود. اين قالب حدود يعني طول، عرض، شكل، رنگ، موقعيت مكاني و زماني و ساير عوارض و ويژگي‏هاي مادي آن به شمار مي‏آيد. پس معناي تقدير الهي در موجودات مادي، يعني، هدايت آنها به سوي مسير هستي‏شان كه براي آنها مقدر گرديده است و در آن قالب‏گيري شده‏اند. (الميزان في تفسير القرآن، ج 19، ص 101 - 103.)
اما تعبير فلسفي قدر، اصل عليت است. «اصل عليت همان پيوند ضروري و قطعي حوادث با يكديگر و اينكه هر حادثه‏اي تحتّم و قطعيت ضروري و قطعي خود و نيز تقدّر و خصوصيات وجودي خود را از امري يا اموري مقدم بر خود گرفته است. (انسان و سرنوشت، ص 53.)
اصل عليت عمومي و نظام اسباب و مسببات بر جهان و جميع وقايع و حوادث جهان حكم‏فرما است و هر حادثي، ضرورت و قطعيت وجود خود و نيز شكل و خصوصيت زماني و مكاني و ساير خصوصيات وجودي‏اش را از علل متقدمه خود كسب كرده است و يك پيوند ناگسستي ميان گذشته و حال و استقبال ميان هر موجودي و علل متقدمه او هست». (همان، ص 55 و 56.)
اما علل موجودات مادي تركيبي از فاعل و ماده و شرايط و عدم موانع است كه هر يك تأثير خاص بر آن دارند و مجموع اين تأثيرها، قالب وجودي خاصي را شكل مي‏دهند. اگر تمام اين علل و شرايط و عدم موانع، كنار هم گرد آيند، علت تامه ساخته مي‏شود و معلول خود را ضرورت و وجود مي‏دهد كه از آن در متون ديني به «قضاي الهي» تعبير مي‏شود. اما هر موجودي با توجه به علل و شرايط خود قالبي خاص دارد كه عوارض و ويژگي‏هاي وجودي‏اش را مي‏سازد و در متون ديني از آن به «قدر الهي» تعبير مي‏شود.
با روشن شدن معناي قدر، امكان فهم حقيقت شب قدر نيز ميسر مي‏شود. شب قدر شبي است كه همه مقدرات تقدير مي‏گردد و قالب معين و اندازه خاص هر پديده، روشن و اندازه‏گيري مي‏شود.
به عبارت روشن‏تر شب قدر يكي از شب‏هاي دهه آخر ماه رمضان است. طبق روايات ما، يكي از شب‏هاي نوزدهم يا بيست و يكم و به احتمال زيادتر بيست و سوم ماه مبارك رمضان، است. (سيد بن طاووس، اقبال الاعمال، ج 1، صص 312 - 375.)
در اين شب - كه شب نزول قرآن به شمار مي‏آيد - امور خير و شر مردم و ولادت، مرگ، روزي، حج، طاعت، گناه و خلاصه هر حادثه‏اي كه در طول سال واقع مي‏شود، تقدير مي‏گردد. (كليني، الكافي، ج 4، ص 157.) شب قدر هميشه و هر سال تكرار مي‏شود. عبادت در آن شب، فضيلت فراوان دارد و در نيكويي سرنوشت يك ساله بسيار مؤثر است. (ملكي تبريزي، ميرزا جواد، المراقبات، صص 237 - 252.) در اين شب تمام حوادث سال آينده به امام هر زمان ارائه مي‏شود و وي از سرنوشت خود و ديگران با خبر مي‏گردد. امام باقر(ع) مي‏فرمايد: «انه ينزل في ليلة القدر الي ولي الامر تفسير الامور سنةً سنةً، يؤمر في امر نفسه بكذا و كذا و في امر الناس بكذا و كذا»؛ «در شب قدر به ولي امر(امام هر زمان) تفسير كارها و حوادث نازل مي‏شود و وي درباره خويش و ديگر مردمان مأمور به دستورهايي مي‏شود». (الكافي، ج 1، ص 248.)
پس شب قدر شبي است كه:
1. قرآن در آن نازل شده است،
2. حوادث سال آينده در آن تقدير مي‏شود،
3. اين حوادث بر امام زمان - روحي فداه - عرضه و آن حضرت مأمور به كارهايي مي‏گردد.
بنابراين، مي‏توان گفت شب قدر، شب تقدير و شب اندازه‏گيري و شب تعيين حوادث جهان ماده است.
اين مطلب مطابق آيات قرآني نيز است؛ زيرا در آيه 185 سوره مباركه «بقره» مي‏فرمايد: (شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ»؛ «ماه رمضان كه در آن قرآن نازل شده است». طبق اين آيه نزول قرآن (نزول دفعي) در ماه رمضان بوده است. و در آيات 3 - 5 سوره مباركه «دخان» مي‏فرمايد: (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ أَمْراً مِنْ عِنْدِنا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ» اين آيه نيز تصريح دارد كه نزول [دفعي‏] قرآن در يك شب بوده است كه از آن به شب مبارك تعبير شده است. همچنين در سوره مباركه قدر تصريح شده است كه قرآن در شب قدر نازل شده است.
پس با جمع آيات سه گانه بالا روشن مي‏شود:
1. قرآن در ماه رمضان نازل شده است.
2. قرآن در شبي مبارك از شب‏هاي ماه مبارك رمضان نازل شده است.
3. اين شب، در قرآن شب قدر نام دارد.
4. ويژگي خاص اين شب بر حسب آيات سوره مباركه دخان دو امر است:
الف. نزول قرآن،
ب. هر امر حكيمي در آن شب مبارك جدا مي‏گردد.
اما سوره مباركه قدر كه به منزله شرح و تفسير آيات سوره مباركه «دخان» است شش ويژگي براي شب قدر مي‏شمارد:
الف. شب نزول قرآن است. (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ».
ب. اين شب، شبي ناشناخته است و اين ناشناختگي به دليل عظمت آن شب است (وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ».
ج. شب قدر از هزار ماه بهتر است. (لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ».
د. در اين شب مبارك، ملائكه و روح با اجازه پروردگار عالميان نازل مي‏شوند (تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ» و روايات تصريح دارند كه آنها بر قلب امام هر زمان نازل مي‏شوند.
ه. اين نزول براي تحقق هر امري است كه در سوره «دخان» بدان اشاره رفت (مِنْ كُلِّ أَمْرٍ» و اين نزول - كه مساوي با رحمت خاصه الهي بر مؤمنان شب زنده دار است - تا طلوع فجر ادامه دارد (سَلامٌ هِيَ حَتّي‏ مَطْلَعِ الْفَجْرِ».
و. شب قدر، شب تقدير و اندازه‏گيري است؛ زيرا در اين سوره - كه تنها پنج آيه دارد - سه بار «ليلة القدر» تكرار شده است و اين نشانه اهتمام ويژه قرآن به مسئله اندازه‏گيري در آن شب خاص است.
مرحوم كليني در كافي از امام باقر(ع) نقل مي‏كند كه آن حضرت در جواب معناي آيه (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ» فرمودند: «آري شب قدر شبي است كه همه ساله در ماه رمضان و در دهه آخر آن، تجديد مي‏شود. شبي كه قرآن جز در آن شب نازل نشده و آن شبي است كه خداي تعالي درباره‏اش فرموده است: «فيها يفرق كل امر حكيم»؛ «در آن شب هر امري با حكمت متعين و ممتاز مي‏گردد». آن گاه فرمود: در شب قدر هر حادثه‏اي كه بايد در طول آن سال واقع گردد، تقدير مي‏شود: خير و شر؛ طاعت و معصيت و فرزندي كه قرار است متولد شود يا اجلي كه بنا است فرا رسد يا رزقي كه قرار است برسد و...».(الميزان في تفسير القرآن، ج 20، ص 382 - سيد علي اكبر، قرشي، قاموس قرآن، ج 5، ص 246 و 247.)
اين كه مي‏گويند در شب قدر همه مقدرات تقدير مي‏گردد، معنايش آن است كه قالب معين و اندازه خاص هر پديده روشن و اندازه‏گيري مي‏شود. اين اندازه‏گيري حتمي نيست؛ زيرا در عالم طبيعت رخ مي‏دهد كه جهان تغيير است و شرايط و موانعي خاص دارد. در اين عالم، وجود اشيا تنها در صورتي قطعيت مي‏يابد كه علت تامه‏شان موجود شود؛ يعني، تمام شرايط موجود و همه موانع مفقود گردد و فاعل نيز تأثير بخشد.
با توجه به مقدمه يادشده، رابطه شب قدر و تعيين سرنوشت بندگان و كردار اختياري آنان روشن مي‏شود. قدر؛ يعني، پيوند و شكل گرفتن هر پديده و هر حادثه با سلسله علل خود و در شب قدر اين پيوند دقيقاً اندازه‏گيري مي‏گردد يعني:
اولاً، براي امام هر زمان اين پيوند معلوم و تفسير مي‏شود.
ثانياً، رابطه اين پديده‏ها با علل خود روشن مي‏گردد.
خداوند متعال چنان مقدر كرده است كه بين اشيا رابطه‏اي خاص برقرار باشد؛ مثلاً بين عزت و دفاع از كيان و ذلت و پذيرش ستم... هر كس از كيان خود دفاع كند، عزيز مي‏شود و هركس تسليم زور و ستم شود، ذليل مي‏گردد. اين تقدير الهي است. يا بين طول عمر و رعايت بهداشت و ترك بعضي گناهان (مثل قطع صله رحم و دادن صدقه) رابطه بر قرار كرده و فرموده است: هر كس طول عمر مي‏خواهد بايد در اين قالب قرار گيرد. آن‏كه اين شرايط را مهيا كرد، طول عمر مي‏يابد و آن كه در اين امور كوتاهي كرد، عمرش كوتاه مي‏گردد. پس در افعال و كردار اختياري بين عمل و نتيجه - كه همان تقدير الهي است - رابطه مستقيم وجود دارد.
انسان تا زنده است، جاده‏اي دو طرفه در برابرش قرار دارد: يا با حسن اختيار كميل بن زياد نخعي - صاحب سرّ امير مؤمنان(ع) - مي‏گردد و يا با سوء اختيار حارث بن زياد نخعي، قاتل فرزندان مسلم، مي‏شود. دو برادر از يك پدر و مادر، يكي سعيد و ديگري شقي.
پس معناي صحيح تقدير الهي اين است: آن‏كه با حسن اختيار خود به جاده صواب رفت، كميل مي‏شود و آن‏كه با سوء اختيار خود به بيراهه گناه و انحراف پا گذاشت، حارث مي‏گردد.
پس روشن شد كه بين تقدير الهي و اختيار آدمي هيچ منافاتي وجود ندارد؛ زيرا در سلسله علل و شرايط به ثمر رسيدن كار و ايجاد حادثه، اراده آدمي يكي از علل و اسباب است و قدر جانشين اراده و اختيار آدمي نمي‏شود تا همچون عروسك خيمه شب بازي جلوه كند. در كردار اختياري، بين كردار و تقدير رابطه مستقيم از نوع رابطه شرايط و معدات با معلول وجود دارد و در افعال اختياري ما، يكي از عوامل و اسباب و علل، فعل اختياري انسان است.
دليل اين امر را بايد در اين نكته جست‏وجو كرد كه جهان بر اساس نظم رياضي برپا شده است و هر پديده‏اي علت و سبب خاص دارد. تأثير آتش گرما و سوختن است و تأثير آب سرما و خاموش كردن. ما به دليل اينكه در بند زندگاني مادي محصوريم، از گذشته و حال و آينده بي خبريم و جريان حوادث و پديده‏ها برايمان نامعلوم است و گرنه تقدير الهي بي‏حساب و كتاب نيست و بر اساس نظمي خاص قرار دارد. آن‏كه با حسن اختيار خود كردار نيك انجام دهد يا مخلصانه دعايي بخواند، نتيجه آن را در اين جهان مي‏بيند و آن‏كه بر اثر سوء اختيار گناهي مرتكب شود، نتيجه تلخ آن را مي‏چشد.
پس اينكه فرموده‏اند در شب قدر مقدرات بندگان - اعم از مرگ و زندگي، ولادت و زيارت و... - تقدير مي‏شود، همگي با حفظ علل و شرايط و عدم موانع است كه اختيار يكي از علل و شرايط آن به شمار مي‏آيد. به اين دليل است كه سفارش شده آن شب مخصوص را به شب زنده داري و عبادت و دعا سپري كنيد، تا اين عمل در آن شب خاص - كه از هزار شب برتر است - شرايط نزول فيض الهي را فراهم آورد. چنين نيست كه اگر كسي در طول سال كاري انجام داد، اين تقدير را تغيير ندهد؛ زيرا تقدير تغييرپذير است و با توجه به مقدمات آن، تغيير مي‏كند.
نكته آخر اينكه خداوند مي‏داند هر چيز در زمان و مكان خاص، به چه صورت و با توجه به كدام شرايط و علل تحقق مي‏يابد و مي‏داند كه فلان انسان با اختيار خود، كاري خاص انجام مي‏دهد. فعل اختياري انسان - با وصف اختياري بودن - متعلق علم ازلي خداوند است كه در شب قدر و بلكه در تمام زمان‏ها به امام زمان(عج) منتقل مي‏شود. اين امر با اختيار منافات ندارد و حتي بر آن تأكيد مي‏ورزد؛ مثلاً معلم كاردان و مجرب به خوبي مي‏داند كدام يك از دانش‏آموزانش به دليل تلاش فردي و استعداد لازم، با رتبه بالا قبول مي‏شود و كدام يك به دليل تلاش يا استعداد كمتر در حد متوسط نمره مي‏آورد و كدام يك به دليل تنبلي تجديد مي‏شود. علم معلم، به دليل علم او به علت‏ها است و نفي كننده تلاش دانش‏آموزانش نيست. در شب قدر همه كردار اختياري انسان - با وصف اختياري بودن - مقدر و اندازه‏گيري و قالب بندي مي‏شود. خداي عالم به علت‏ها، بر اساس نظم خود ساخته، اشياي اين جهان را برنامه‏ريزي مي‏كند و «اختيار» يكي از مبادي اين جهان مادي است. همين نكته يكي از دلايلي است كه به ما تأكيد شده است: حتماً هر سه شب نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سوم را به عبادت و دعا و شب‏زنده‏داري مشغول باشيم، تا اين اعمال خير ما، باعث آمادگي و وسعت وجودي و توان برتر ما شود و بتوانيم فيض الهي را درك كنيم. اگر عنصر اختيار در ميان نبود و هر چه ما مي‏كرديم در سرنوشت ما تأثير نداشت، هيچ دليلي بر اين همه تأكيد بر شب‏زنده‏داري و عبادت نبود.

 


 

 

 


 

 

 


 

 معنای شب قدر چیست و با توجه به اختلاف افق و حتی اختلاف شب و روز در برخی كشورها، چطور قابل تصور است كه یك شب قدر وجود داشته باشد؟
شب قدر به این جهت «قدر» نامیده شده كه تمام مقدرات بندگان در تمام سال، در آن شب تعیین می‏شود و شاهد این مطلب، سورة دخان است كه می‏فرماید: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِینَ. فِیها یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ1؛ ما این كتاب مبین را در شبی پربركت نازل كردیم و ما همواره انذاركننده بوده‏ایم؛ در آن شب كه هر امری بر طبق حكمت خداوند، تنظیم و تعیین می‏گردد».
این بیان، هماهنگ با روایات متعددی است كه در آنها آمده است: در آن شب، مقدرات یك‌سال انسان‏ها تعیین می‏شود و ارزاق و سرآمد عمرها و امور دیگر، در آن شب مبارك، تفریق و تبیین می‏شود و این امر، هیچ‌گونه تضادی با آزادی ارادة انسان و مسئلة اختیار ندارد؛ زیرا تقدیر الهی به وسیلة فرشتگان و بر طبق شایستگی‏ها و لیاقت‏های افراد و میزان ایمان، تقوا، پاكی نیت و اعمال آنهاست2.
علاوه بر تقدیرات امور در شب قدر و عرضة آنها بر حجت خدا، در این شب، فرشتگان الهی نیز نازل می‏شوند و لطف و بركات ویژة الهی، شامل بندگان خدا می‏شود.
شب زنده‏داری و «احیا»ی این شب، موجب بالا رفتن قابلیت انسان، جهت تقدیر نیكوی امور و بهره‏مندی بیشتر از لطف و عنایت الهی، با نزول فرشتگان در این شب می‏شود. باید دانست كه درك این شب، مهم است و خیر و بركت آن برای انسان، بیش از خیر و بركت هزار است.
آیا شب قدر، تنها یك شب است یا می‏تواند متعدد باشد و با شروع شب قدر در یك نیم كره، وضعیت مردم در بهره‏مندی از شب قدر در مناطق دیگر و نیم‌كرة دیگر، چگونه خواهد بود؟
در این باره می‏توان گفت: با استفاده از ظهور آیات و روایات، شب قدر، تنها یك شب در طول سال است و این شب، موقعیت ممتازی است كه در آن تقدیرات امور و بهره‏مندی از بركات نزول فرشتگان، به طور ویژه، شامل حال بندگان می‏شود.
اما با توجه به اختلاف افق‏ها، چند نظریة زیر مطرح شده است:
1. شب، همان سایه نیم‏كرة زمین است كه بر نیم‏كرة دیگر می‏افتد و می‏دانیم این سایه، همراه گردش زمین در حركت است و یك دورة كامل آن در بیست و چهار ساعت انجام می‏شود. بنابراین، ممكن است شب قدر، یك دورة كامل شب به دور زمین باشد؛ یعنی مدت بیست و چهار ساعت تاریكی كه تمام نقاط زمین را زیرپوشش خود قرار می‏دهد، شب قدر است كه آغاز آن، از یك نقطه شروع می‏شود و در نقطة دیگر، پایان می‏یابد4.
2. مراد از شب قدر، مجموع شب و روز است؛ مثل یوم كه به یك شبانه‌روز گفته می‏شود كه ممكن است برخی شب آن را درك كنند و برخی در مناطق دیگر كرة زمین، روز آن را درك كنند و به همین جهت، در برخی روایات آمده است كه اگر كسی از شب زنده‏داری در شب قدر، محروم بود، از بركات روز آن استفاده كند5.
از امام صادق ‏علیه السلام چنین روایت شده است: «در طول سال، یك شب قدر وجود دارد و روز آن، مانند شب آن است».
3. نظریة سوم این است كه شب قدر هر منطقه، بر طبق افق همان منطقه است؛ به عنوان مثال، اگر شب 23 ماه مبارك رمضان، شب قدر باشد، شب 23 ماه رمضان هر منطقه‏ای، شب قدر آنهاست و بقیة مناسبت‏ها، مثل عرفه و شروع و پایان هر ماه قمری و عید فطر و قربان و مبعث و غدیر نیز همین‌طور است؛ یعنی طبق افق همان جاست؛ یعنی مانند اوقات نماز است كه نماز صبح ما در این ساعت است كه آفتاب طلوع نكرد؛ در حالی كه در منطقة دیگر، چند ساعت است كه آفتاب طلوع نموده و نماز صبح، قضا شده است و همانطور كه تعجب نمی‏كنیم از این كه در شهرهای دیگر، نماز قضا شده یا در منطقة ما اذان صبح شده و در ماه رمضان امساك كرده‏ایم، در حالی كه در شهرهای غربی هنوز مردم مشغول خوردن سحری هستند، در شب قدر هم تعجبی ندارد كه امشب، شب قدر ما باشد و چند ساعت بعد، شب قدر منطقه‌ای دیگر و این نظر، منافات با یك شب بودن شب قدر نیز ندارد؛ زیرا برای هر شخص و هر منطقه‏ای، یك شب قدر وجود دارد.
بنابراین نظریه، فرشتگان در تمام 24 ساعت شبانه‏روز قدر، به طور مرتب در حال نزول بر حجت خدا و آوردن بركات هستند و در هر جا، تا طلوع فجر آن منطقه، فیض الهی به طور ویژه نازل می‏شود.
به نظر ما، نظر دوم نیز باید به نظر و احتمال سوم برگردانده شود؛ زیرا طلوع فجرها مختلف است و این طور نیست كه هم‌زمان در یك مقطع زمانی نصف كره زمین شب باشد و نصف دیگر روز؛ بلكه از آن‌جا كه زمین در حال چرخش است، لحظه به لحظه، «حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ» برای مناطق مختلف، اتفاق می‏افتد و همه طبق افق منطقة خود، از شب قدر بهره می‏برند و این‌طور نیست كه برخی شب قدر داشته باشند و برخی روز قدر. همان‌طور كه برگشت نظر اول نیز به همین قول است و در نتیجه، بهترین نظر این است كه هر منطقه، طبق افق خودش، شب قدر دارد؛ همان‌گونه كه مردم آن مناطق طبق افق خودشان نماز می‏خوانند و روزه می‏گیرند و این مطلب، با یكی بودن شب قدر نیز منافات ندارد؛ زیرا مقصود از یك شب بودن شب قدر، یك شب بودن برای هر فرد و هر منطقه است.
4. نظریة چهارم این است كه یك شب قدر زمانی واقعی داریم و یك شب قدر زمانی اعتباری؛ شب قدر زمانی واقعی، لحظه‏ای از شب خاصی است كه در آن لحظه، انسان كامل، فیوضاتی را از عالم بالا دریافت می‏كند و این لحظه، امری شخصی و غیرقابل توسعه و تعدد است و شب قدر زمانی اعتباری، مقطعی از زمان است كه ممكن است 24 ساعت یا كمتر و یا بیشتر امتداد داشته باشد و با توجه به اختلاف افق‌ها متعدد می‌شود؛ برای مثال، ممكن است در سرزمینی خاص، از سر شبی معین تا طلوع فجر، برای اهل آن سرزمین، شب قدر باشد؛ ولی در سرزمینی دیگر، بعد از دوازده ساعت، شب قدر اهل آن سرزمین، شروع شود و... .
بنابراین، فیوضات و بركات شب قدر زمانی اعتباری، قابل توسعه بوده و امتداد زمانی 24 ساعتة شب و روز قدر، دارای فضیلت، مشترك است. طبق این نظریه، شب قدر واقعی، آن شبی است كه تا طلوع فجر آن شب، ملائكه بر امام زمان علیه‌السلام نازل می‏شوند و آن، یك شب شخصی واحد است؛ ولی امام زمان علیه‌السلام آن فیوضات را طبق افق‏های هر منطقه، بر مردم آن‌جا نازل می‏فرماید. این قول، شبیه قول دوم است؛ یعنی انسان‏های برخی مناطق، روز قدر دارند و نه شب قدر. به هر حال، به نظر ما، قول سوم، بهترین قول است.

پی نوشت:
1. قدر، آیة 3.
2. دخان، آیة 3 و 4.
3. مكارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 27، ص 187.
4. همان، ج 27، ص 192 و 193.
5. مجلسی، بحارالانوار، ج 95، ص 121.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۴۰۰ساعت 11:16  توسط حسين حجت  |