|
شب چون به چشم اهل جهان خواب می دود میل تو گرم، در دل بی تاب می دود
در پرده ی نهان ِ دلم جای می کنی گویی به چشم خسته تنی خواب می دود
می بوسمت به شوق و برون می شوم ز خویش چون شبنمی که بر گل شاداب می دود
می لغزد آن نگاه شتابان به چهره ام چون بوسه ی نسیم که بر آب می دود
وز آن نگاه، مستی عشق تو در تنم آن گونه می دود که می ناب می دود
بر دامنم ز مهر بنهْ سر، که عیب نیست خورشید هم به دامن مرداب می دود
وز گفتگوی خلق مخور غم، که گاهگاه ابر سیه به چهره ی مهتاب می دود.
سیمین بهبهانی
+ نوشته شده در شنبه دوم بهمن ۱۴۰۰ساعت 11:59  توسط حسين حجت
|
|
|