|
دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد کارون ز چشمه خشکید البرز لب فرو بست دیو سیاه دربند آسان رهید و بگریخت روز وداع خورشید، زایندهرود خشکید بر نام پارس دریا نامی دگر نهادند دریای مازنیها بر کام دیگران شد دارا! کجای کاری دزدان سرزمینت آییم به دادخواهی فریادمان بلند است سرخ و سپید و سبز است این بیرق کیانی کو آن حکیم توسی شهنامهای سراید هرگز نخواب کوروش ای مهرآریایی
از: سیمین بهبهانی
+ نوشته شده در شنبه دوم بهمن ۱۴۰۰ساعت 12:34  توسط حسين حجت
|
|
|