ای قاتلان عاطفه!

 

وقتی دل شکسته، نیستان غربت است

 تنها بهشت گمشده ما، عدالت است

 

 ای قاتلان عاطفه! اینجا چه می‏کنید؟

اینجا که خاک پای شهیدان غربت است

 

وقتی بهشت را به زر سرخ می‏خرید

 چشمانتان شکاف تنور قیامت است!

 

منت چه می‏نهید که عمق نمازتان

خمیازه‏ای به گودی محراب راحت است!

 

یک سوی، کاخ زرد دلان سبز می‏شود

 یک سوی چهره‏ها همه سرخ خجالت است

 

 پنهان کنید یوسف اندیشه مرا

وقتی که دزد راه، زلیخای تهمت است

از : «علیرضا قزوه‏»

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت 11:18  توسط حسين حجت  |