باور نمی كنم كه بگریی بدون من

ای بی خبر ز وسعت عشق و جنون من

من می روم ز حادثه تا انتهای نور

پرواز می كنم همه شب با دلی صبور

من می روم ز خاطره ها زود زود زود

شاید دوباره ساده بگویی نبود! بود؟

آغوش سرد شعر تو ام كی ثمر دهد

آغوش گرم توست كه جانی دگر دهد

اینجا زنی ست با تو فقط هست می شود

با یك دو بیت از نگهت مست می شود

گو اینكه شعر نغمه دل ساز می كند

آغوش گرم توست كه اعجاز می كند

اهنگ كوچ گوش تو را هم نواخته ست؟


آری عزیز! كار مرا پاك ساخته ست

می خواندم ترانه ی رفتن كنون سروش

بانگ رحیل می رسد از هر طرف به گوش

تو می سراییم به غزل یا كه مثنوی

باور نمی كنم كه تو دل تنگ من شوی

فردا نوای هجرت من ساز می شود

اشك و فغان و همهمه آغاز می شود

این چند بیت از من گمگشته در غبار

باشد برای ناز نگـــــــاه تو یادگـــار

از زنده یاد؛ سرکار خانم دکتر زهرا پیشرفت

فرزند شاعر فرزانه مرحوم هادی پیشرفت (رنجی)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مهر ۱۴۰۱ساعت 23:57  توسط حسين حجت  |