|
ای نرگست سحر آفرین، لعلت شکرخا آمده مو عنبرین رو یاسمین، زلفت سمن سا آمده بسته به خونریزی کمر، در خانه ای زین جلوه گر یا معشر الناس الحذر، ترکی به یغما آمده کاکل به دوش آویخته، زلف مسلسل ریخته در شهر شور آمیخته، کآشوب دلها آمده ای آفتاب خاوری، رشک بتان آذری دیگر چو تو از مادری، کمتر بدنیا آمده مه پیش رویش منفعل، سرو از قد او پابه گل برهمزن صد ملک دل، زان چشم شهلا آمده اسرار بی برگ نوا، تا بیند آن نور خدا موسی صفت مست لقا، دیدار جویا آمده از: حکیم ملا هادی سبزواری
+ نوشته شده در شنبه هفدهم دی ۱۴۰۱ساعت 8:4  توسط حسين حجت
|
|
|