كاشكى زخم تو در جان داشتم

پاى در كوه و بيابان داشتم

تا ببويم وسعت عشق تو را

مركبى از نسل توفان داشتم

ديدن روى تو آسان نيست آه

كاشكى من داغ هجران داشتم

آه از پاييز سرد، اى كاش من

از تو باغى در بهاران داشتم

تا بيفشانم به پايت سر به سر

كاشكى جان فراوان داشتم

بعد از آن مثل شقايق هاى سرخ

خلوتى در باغ باران داشتم

يك غزل بس نيست هجران تو را

كاش صدها شعر و ديوان داشتم.

از زنده ياد: سلمان هراتی

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ساعت 11:43  توسط حسين حجت  |